Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : در انتظار آن چنان روز

سروده ای از نادر نادرپور : در انتظار آن چنان روز

Naderpoor2

 

در انتظار آن چنان روز

*‬
‫روزی اگر فرمان مرگ آید که ای مرد‬
‫از این همه عضوی که کنون در تن توست‬
‫یک عضو را بگزین و باقی را رها کن‬
‫می پرسم از تو‬
‫از بین اعضایی که داری‬
‫آیا کدامین عضو را برمی گزینی‬
‫آیا کدامین را به خدمت می گماری ؟‬
‫از بین مغز و قلب و گوش و دیده و دست‬
‫آیا به دنبال کدامینت نظر هست ؟‬
‫آیا تو مغز خسته را برمی گیزینی ؟‬
‫مغزی که کارش جز خیال بی ثمر نیست‬
‫آیا تو چشم بی زبان را می پسندی ؟‬
‫چشمی که در فریاد خاموشش اثر نیست‬
‫آیا تو قلب شرمگین را دوست داری؟‬
‫قلبی که جز عاشق شدن هیچش هنر نیست‬
‫آیا تو گوش بینوا را می پذیری ؟‬
‫گوشی که گر از یاوه ها و برنتابد‬
‫رندانه در تحسین او گویند : کر نیست‬
‫زنھار ، زنھار‬
‫زینان مباد هیچ یک را برگزینی‬
‫زیرا که از اینان نصیبت جز ضرر نیست‬
‫زیرا که در اینان هنر نیست‬
‫اما اگر از من بپرسی‬
‫من دست را بر می گزینم‬
‫دستی که از هر گونه بند آزاد باشد‬
‫دستی که انگشتانش از پولاد باشد‬
‫دستی که گاهی سخت بفشارد گلو را‬
‫دستی که با خون پاس دارد آبرو را‬
‫دستی که آتش ذر سیاهی برفروزد‬
‫دستی که پیش زورگویان مشت گردد‬
‫مشتی که لبھا را به دندانھا بدوزد‬
‫مشتی که همچون پتک آهنگر بکوبد‬
‫سندان سرد آسمان را‬
‫مشتی که در هم بشکند با ضربه ی خویش‬
‫آیینه ی جادوگران را‬
‫آری ، اگر از من بپرسی‬
‫من مشت را بر می گزینم‬
‫شاید که فریادی براید از گلویی‬
‫با مشت خشم آلود من پیوند گیرد‬
‫آنگاه ، لبخندی صفای اشک یابد‬
‫آنگاه ، اشکی پرتو لبخند گیرد‬
‫در انتظار آنچنان روز‬
‫بگذار تا پیمان ببندیم‬
‫بگذار تا با هم بگرییم‬
‫بگذار تا با هم بخندیم‬
‫اشک تو با لبخند من همداستان باد‬
‫مشت تو چون فریاد من بر آسمان باد‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*