Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : تعظيم ساحران مر موسى را عليه السلام که چه فرمايى اول تو اندازى عصا يا ما‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : تعظيم ساحران مر موسى را عليه السلام که چه فرمايى اول تو اندازى عصا يا ما‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫تعظيم ساحران مر موسى را عليه السلام که چه فرمايى اول تو اندازى عصا يا ما‬

*
‫ساحران در عهد فرعون لعين‬ ‫

چون مرى کردند با موسى به کين‬

ليك موسى را مقدم داشتند‬ ‫

ساحران او را مكرم داشتند‬

ز آن که گفتندش که فرمان آن تست‬ ‫

گر تو مىخواهى عصا بفكن نخست‬

گفت نى اول شما اى ساحران‬

‫افكنيد آن مكرها را در ميان‬

اين قدر تعظيم دينشان را خريد‬ ‫

کز مرى آن دست و پاهاشان بريد‬

ساحران چون حق او بشناختند‬

‫دست و پا در جرم آن درباختند‬

لقمه و نكته ست کامل را حلال‬ ‫

تو نه اى کامل مخور مى باش لال‬

چون تو گوشى او زبان نى جنس تو‬ ‫

گوشها را حق بفرمود أنصبئوا ‬
‫‬
‫کودك اول چون بزايد شير نوش‬ ‫

مدتى خامش بود او جمله گوش‬

مدتى مى بايدش لب دوختن‬ ‫

از سخن تا او سخن آموختن‬

ور نباشد گوش و تى تى مى کند‬ ‫

خويشتن را گنگ گيتى مى کند‬

کر اصلى کش نبود آغاز گوش‬ ‫

لال باشد کى کند در نطق جوش‬

ز آن که اول سمع بايد نطق را‬

‫سوى منطق از ره سمع اندر آ‬

ادخلوا الأبيات من أبوابها‬

‫و اطلبوا الأغراض في أسبابها‬

نطق کان موقوف راه سمع نيست‬ ‫

جز که نطق خالق بى طمع نيست‬

مبدع است او تابع استاد نى‬ ‫

مسند جمله و را اسناد نى‬

باقيان هم در حرف هم در مقال‬

‫تابع استاد و محتاج مثال‬

زين سخن گر نيستى بيگانه اى‬ ‫

دلق و اشكى گير در ويرانه اى‬

ز آن که آدم ز آن عتاب از اشك رست‬ ‫

اشك تر باشد دم توبه پرست‬

بهر گريه آمد آدم بر زمين‬ ‫

تا بود گريان و نالان و حزين‬

آدم از فردوس و از بالاى هفت‬ ‫

پاى ماچان از براى عذر رفت‬

گر ز پشت آدمى وز صلب او‬ ‫

در طلب مى باش هم در طلب او‬

ز آتش دل و آب ديده نقل ساز‬ ‫

بوستان از ابر و خورشيد است باز‬

تو چه دانى قدر آب ديده گان‬ ‫

عاشق نانى تو چون ناديدگان‬

گر تو اين انبان ز نان خالى کنى‬

‫پر ز گوهرهاى اجلالى کنى‬

طفل جان از شير شيطان باز کن‬

‫بعد از آنش با ملك انباز کن‬

تا تو تاريك و ملول و تيره اى‬

‫دان که با ديو لعين همشيره اى‬

لقمه اى کان نور افزود و کمال‬ ‫

آن بود آورده از کسب حلال‬

روغنى کايد چراغ ما کشد‬ ‫

آب خوانش چون چراغى را کشد‬

علم و حكمت زايد از لقمه ى حلال‬ ‫

عشق و رقت آيد از لقمه ى حلال‬

چون ز لقمه تو حسد بينى و دام‬

‫جهل و غفلت زايد آن را دان حرام‬

هيچ گندم کارى و جو بر دهد‬ ‫

ديده اى اسبى که کره ى خر دهد‬

لقمه تخم است و برش انديشه ها‬

‫لقمه بحر و گوهرش انديشه ها‬

زايد از لقمه ى حلال اندر دهان‬ ‫

ميل خدمت عزم رفتن آن جهان‬

*

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*