Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ديدن خواجه طوطيان هندوستان را در دشت و پيغام رسانيدن از آن طوطى‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ديدن خواجه طوطيان هندوستان را در دشت و پيغام رسانيدن از آن طوطى‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

ديدن خواجه طوطيان هندوستان را در دشت و پيغام رسانيدن از آن طوطى‬

*
‫‫
‫چون که تا اقصاى هندوستان رسيد‬ ‫

در بيابان طوطى چندى بديد

‬مرکب استانيد پس آواز داد‬ ‫

آن سلام و آن امانت باز داد‬

طوطيى ز آن طوطيان لرزيد بس‬ ‫

اوفتاد و مرد و بگسستش نفس‬

شد پشيمان خواجه از گفت خبر‬

‫گفت رفتم در هلاك جانور‬

اين مگر خويش است با آن طوطيك‬ ‫

اين مگر دو جسم بود و روح يك‬

اين چرا کردم چرا دادم پيام‬ ‫

سوختم بىچاره را زين گفت خام‬

اين زبان چون سنگ و هم آهن وش است‬

‫و آن چه بجهد از زبان چون آتش است‬

سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف‬ ‫

گه ز روى نقل و گاه از روى لاف‬

ز آن که تاريك است و هر سو پنبه زار‬

‫در ميان پنبه چون باشد شرار‬

ظالم آن قومى که چشمان دوختند‬

‫ز آن سخنها عالمى را سوختند‬

عالمى را يك سخن ويران کند‬ ‫

روبهان مرده را شيران کند‬

جانها در اصل خود عيسى دمند‬

‫يك زمان زخمند و گاهى مرهمند‬

گر حجاب از جانها برخاستى‬

‫گفت هر جانى مسيح آساستى‬

گر سخن خواهى که گويى چون شكر‬

‫صبر کن از حرص و اين حلوا مخور‬

صبر باشد مشتهاى زيرکان‬ ‫

هست حلوا آرزوى کودکان‬

هر که صبر آورد گردون بر رود‬ ‫

هر که حلوا خورد واپس تر رود‬

*

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*