Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ‫قصه ى بازرگان که طوطى محبوس او او را پيغام داد به طوطيان هندوستان هنگام رفتن به تجارت‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : ‫قصه ى بازرگان که طوطى محبوس او او را پيغام داد به طوطيان هندوستان هنگام رفتن به تجارت‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 ‫قصه ى بازرگان که طوطى محبوس او او را پيغام داد به طوطيان هندوستان هنگام رفتن به تجارت‬

*
بود بازرگانی او را طوطيى‬

‫در قفس محبوس زيبا طوطيى

‬چون که بازرگان سفر را ساز کرد‬ ‫

سوى هندستان شدن آغاز کرد‬

هر غلام و هر کنيزك را ز جود‬ ‫

گفت بهر تو چه آرم گوى زود

‬هر يكى از وى مرادى خواست کرد‬

‫جمله را وعده بداد آن نيك مرد‬

گفت طوطى را چه خواهى ارمغان‬

کارمت از خطه ى هندوستان‬

گفتش آن طوطى که آن جا طوطيان‬

‫چون ببينى کن ز حال من بيان

‬کان فلان طوطى که مشتاق شماست‬

‫از قضاى آسمان در حبس ماست‬

بر شما کرد او سلام و داد خواست‬ ‫

وز شما چاره و ره ارشاد خواست

‬گفت مى شايد که من در اشتياق‬ ‫

جان دهم اينجا بميرم در فراق

‬اين روا باشد که من در بند سخت‬

‫گه شما بر سبزه گاهى بر درخت‬

اين چنين باشد وفاى دوستان‬

‫من در اين حبس و شما در بوستان‬

ياد آريد اى مهان زين مرغ زار‬

‫يك صبوحى در ميان مرغزار‬

ياد ياران يار را ميمون بود‬ ‫

خاصه کان ليلى و اين مجنون بود‬

اى حريفان بت موزون خود‬ ‫

من قدحها مى خورم پر خون خود‬

يك قدح مى نوش کن بر ياد من‬ ‫

گر همى خواهى که بدهى داد من

‬يا به ياد اين فتاده ى خاك بيز‬ ‫

چون که خوردى جرعه اى بر خاك ريز‬

اى عجب آن عهد و آن سوگند کو‬ ‫

وعده هاى آن لب چون قند کو‬

گر فراق بنده از بنده از بد بندگى است‬ ‫

چون تو با بد بد کنى پس فرق چيست‬

اى بدى که تو کنى در خشم و جنگ‬

‫با طرب تر از سماع و بانگ چنگ‬

اى جفاى تو ز دولت خوبتر‬ ‫

و انتقام تو ز جان محبوبتر‬

نار تو اين است نورت چون بود‬ ‫

ماتم اين تا خود که سورت چون بود‬

از حلاوتها که دارد جور تو‬

‫وز لطافت کس نيابد غور تو‬

نالم و ترسم که او باور کند‬ ‫

وز کرم آن جور را کمتر کند‬

عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد‬ ‫

بو العجب من عاشق اين هر دو ضد‬

و الله ار زين خار در بستان شوم‬ ‫

همچو بلبل زين سبب نالان شوم‬

اين عجب بلبل که بگشايد دهان‬

‫تا خورد او خار را با گلستان‬

اين چه بلبل اين نهنگ آتشى است‬

‫جمله ناخوشها ز عشق او را خوشى است‬

عاشق کل است و خود کل است او‬ ‫

عاشق خويش است و عشق خويش جو

*

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*