Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : شب‬

سروده ای از نادر نادرپور : شب‬

Naderpoor2

 

شب‬
‫آتش در آبھای روان بر فروخت ماه‬
‫برخاست باد و آتش تندش فرونشست‬
‫اما ، در آب سکن زیر درختھا‬
‫عکسی فکنده بود که پیوسته می گسست‬
‫باران ، به گریه بار سفر بسته بود و ، شب‬
‫در بستر گشوده ی او خفته بود مست‬
‫تا برتن برهنه ی او خیره ننگرد‬
‫دست درخت راه نظر بر ستاره بست‬
‫دست درخت را‬
‫در دست خود فشردم ، رگھای او شکست‬
‫مھتاب ، عمر شب را در شیشه کرده بود‬
‫چون شیشه بر زمین زده شد ، آفتاب رست‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*