Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : سلام کردن رسول روم بر عمر‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : سلام کردن رسول روم بر عمر‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

سلام کردن رسول روم بر عمر‬

کرد خدمت مر عمر را و سلام‬ ‫

گفت پيغمبر سلام آن گه کلام‬

پس عليكش گفت و او را پيش خواند‬

‫ايمنش کرد و به پيش خود نشاند‬

لا تخافوا هست نزل خايفان‬ ‫

هست در خور از براى خايف آن‬

هر که ترسد مر و را ايمن کنند‬

‫مر دل ترسنده را ساکن کنند‬

آن که خوفش نيست چون گويى مترس‬

‫درس چه دهى نيست او محتاج درس‬

آن دل از جا رفته را دل شاد کرد‬ ‫

خاطر ويرانش را آباد کرد‬

بعد از آن گفتش سخنهاى دقيق‬ ‫

وز صفات پاك حق نعم الرفيق‬

وز نوازشهاى حق ابدال را‬

‫تا بداند او مقام و حال را‬

حال چون جلوه ست ز آن زيبا عروس‬ ‫

وين مقام آن خلوت آمد با عروس‬

جلوه بيند شاه و غير شاه نيز‬

‫وقت خلوت نيست جز شاه عزيز‬

جلوه کرده خاص و عامان را عروس‬ ‫

خلوت اندر شاه باشد با عروس‬

هست بسيار اهل حال از صوفيان‬

‫نادر است اهل مقام اندر ميان‬

از منازلهاى جانش ياد داد‬

‫وز سفرهاى روانش ياد داد‬

وز زمانى کز زمان خالى بده ست‬ ‫

وز مقام قدس که اجلالى بده ست‬

وز هوايى کاندر او سيمرغ روح‬ ‫

پيش از اين ديده ست پرواز و فتوح‬

هر يكى پروازش از آفاق بيش‬

‫وز اميد و نهمت مشتاق بيش‬

چون عمر اغيار رو را يار يافت‬ ‫

جان او را طالب اسرار يافت‬

شيخ کامل بود و طالب مشتهى‬ ‫

مرد چابك بود و مرکب درگهى‬

ديد آن مرشد که او ارشاد داشت‬ ‫

تخم پاك اندر زمين پاك کاشت‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*