Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نظر کردن شير در چاه و ديدن عكس خود را و آن خرگوش را‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نظر کردن شير در چاه و ديدن عكس خود را و آن خرگوش را‬

 DSC_0003 (Small)45 (Medium)

نظر کردن شير در چاه و ديدن عكس خود را و آن خرگوش را‬

چون که شير اندر بر خويشش کشيد‬ ‫

در پناه شير تا چه مى دويد‬

چون که در چه بنگريدند اندر آب‬ ‫

اندر آب از شير و او در تافت تاب‬

شير عكس خويش ديد از آب تفت‬ ‫

شكل شيرى در برش خرگوش زفت‬

چون که خصم خويش را در آب ديد‬ ‫

مر و را بگذاشت و اندر چه جهيد‬

در فتاد اندر چهى کاو کنده بود‬

‫ز آن که ظلمش در سرش آينده بود‬

چاه مظلم گشت ظلم ظالمان‬ ‫

اين چنين گفتند جمله عالمان‬

هر که ظالمتر چهش با هولتر‬ ‫

عدل فرموده ست بدتر را بتر‬

اى که تو از ظلم چاهى مى کنى‬ ‫

دان که بهر خويش دامى مى کنى‬

گرد خود چون کرم پيله بر متن‬

‫بهر خود چه مى کنى اندازه کن‬

مر ضعيفان را تو بى خصمى مدان‬

‫از نبى ذا جاء نصر الله خوان‬

‫گر تو پيلى خصم تو از تو رميد‬

‫نك جزا طيرا ابابيلت رسيد‬

گر ضعيفى در زمين خواهد امان‬ ‫

غلغل افتد در سپاه آسمان‬

گر بدندانش گزى پر خون کنى‬ ‫

درد دندانت بگيرد چون کنى‬

شير خود را ديد در چه وز غلو‬ ‫

خويش را نشناخت آن دم از عدو‬

عكس خود را او عدوى خويش ديد‬

‫لا جرم بر خويش شمشيرى کشيد‬

اى بسا ظلمى که بينى از کسان‬ ‫

خوى تو باشد در ايشان اى فلان‬

اندر ايشان تافته هستى تو‬

‫از نفاق و ظلم و بد مستى تو‬

آن تويى و آن زخم بر خود مى زنى‬

‫بر خود آن دم تار لعنت مى تنى‬

در خود آن بد را نمى بينى عيان‬

‫ور نه دشمن بوديى خود را به جان‬

حمله بر خود مى کنى اى ساده مرد‬ ‫

همچو آن شيرى که بر خود حمله کرد‬

چون به قعر خوى خود اندر رسى‬

‫پس بدانى کز تو بود آن ناکسى‬

شير را در قعر پيدا شد که بود‬

‫نقش او آن کش دگر کس مى نمود‬

هر که دندان ضعيفى مى کند‬

کار آن شير غلط بين مى کند‬

اى بديده عكس بد بر روى عم‬

‫بد نه عم است آن تويى از خود مرم‬

مومنان آيينه ى همديگرند‬

‫اين خبر مى از پيمبر آورند‬

پيش چشمت داشتى شيشه ى کبود‬

‫ز آن سبب عالم کبودت مى نمود‬

گر نه کورى اين کبودى دان ز خويش‬ ‫

خويش را بد گو، مگو کس را تو بيش‬

مومن ار ينظر بنور الله نبود‬ ‫

غيب مومن را برهنه چون نمود‬

‫چون که تو ينظر بنار الله بدى‬

‫در بدى از نيكويى غافل شدى‬

‫اندك اندك آب بر آتش بزن‬

‫تا شود نار تو نور اى بو الحزن‬

تو بزن يا ربنا آب طهور‬

‫تا شود اين نار عالم جمله نور‬

آب دريا جمله در فرمان تست‬

‫آب و آتش اى خداوند آن تست‬

گر تو خواهى آتش آب خوش شود‬

‫ور نخواهى آب هم آتش شود‬

اين طلب در ما هم از ايجاد تست‬

‫رستن از بى داد يا رب داد تست‬

بى طلب تو اين طلبمان داده اى‬

‫گنج احسان بر همه بگشاده اى‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*