Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫افسوس بر آن ديده که روی تو نديدست‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫افسوس بر آن ديده که روی تو نديدست‬

sadi

 

‫افسوس بر آن ديده که روی تو نديدست‬

‫يا ديده و بعد از تو به رويی نگريدست‬

گر مدعيان نقش ببينند پری را‬ ‫

دانند که ديوانه چرا جامه دريدست‬

آن کيست که پيرامن خورشيد جمالش‬ ‫

از مشک سيه دايره نيمه کشيدست‬

ای عاقل اگر پای به سنگيت برآيد‬

‫فرهاد بدانی که چرا سنگ بريدست‬

رحمت نکند بر دل بيچاره فرهاد‬ ‫

آن کس که سخن گفتن شيرين نشنيدست‬

از دست کمان مهره ابروی تو در شهر‬ ‫

دل نيست که در بر چو کبوتر نطپيدست‬

در وهم نيايد که چه مطبوع درختی‬

‫پيداست که هرگز کس از اين ميوه نچيدست‬

سر قلم قدرت بی چون الهی‬

‫در روی تو چون روی در آيينه پديدست‬

ما از تو به غير از تو نداريم تمنا‬ ‫

حلوا به کسی ده که محبت نچشيدست‬

با اين همه باران بلا بر سر سعدی‬ ‫

نشگفت اگرش خانه چشم آب چکيدست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*