Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : از بھشت ، با حوا‬

سروده ای از نادر نادرپور : از بھشت ، با حوا‬

Naderpoor2

 

از بھشت ، با حوا‬

اسبی در آفتاب دلم شیھه میکشد‬
‫اسبی که یال او‬
‫الیاف کھربایی نور است در طلوع‬
‫نعلش ، هلال سیمین در آتش شفق‬
‫بانگش ندای زندگی و نعره ی هلاک‬
‫از پشت ، دختری است فروهشته گیسوان‬
‫رویش به سوی آیینه ی گرد آفتاب‬
‫پشتش به سوی من‬
‫نزد من از برهنگی خویش ، شرمناک‬
‫خورشید بر برهنگی دخترانه اش‬
‫میتابد آنچنان که چراغی در آبگیر‬
‫یا آنچنان که نوری در برگھای تاک‬
‫سم میزند به خاک‬
‫صدها نشان مادگی از ضربه ی سمش‬
‫چون دانه های گندم ، از خاک میدمد‬
‫در گندمش ، دو پاره ی خاک و بھشت پاک‬
‫در جستجوی دانه ی شیرین گندمش‬
‫چون خوشه ای جدا شدم از ساقه ی دمش‬
‫افتادم از بھشت دل آسودگی به خاک‬
‫کنون ، بھشت خود را از دست داده ام‬
‫با او ، دو باره از شکم خاک زاده ام‬
‫این اسب بی عنان‬
‫زینی به پشت دارد از چرم آسمان‬
‫چرمی که من بریده و بر او نھاده ام‬
‫او ، رو به آفتاب سحر شیھه میکشد‬
‫من ، چون سکوت ، در دل شب ایستاده ام‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*