Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : طعنه ى زاغ در دعوى هدهد‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : طعنه ى زاغ در دعوى هدهد‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫طعنه ى زاغ در دعوى هدهد‬

زاغ چون بشنود آمد از حسد‬ ‫

با سليمان گفت کاو کژ گفت و بد‬

از ادب نبود به پيش شه مقال‬ ‫

خاصه خود لاف دروغين و محال‬

گر مر او را اين نظر بودى مدام‬ ‫

چون نديدى زير مشتى خاك دام‬

چون گرفتار آمدى در دام او‬

‫چون قفس اندر شدى ناکام او‬

پس سليمان گفت اى هدهد رواست‬

‫کز تو در اول قدح اين درد خاست‬

چون نمايى مستى اى خورده تو دوغ‬ ‫

پيش من لافى زنى آن گه دروغ‬

جواب گفتن هدهد طعنه ى زاغ را‬

گفت اى شه بر من عور گداى‬

‫قول دشمن مشنو از بهر خداى‬

گر به بطلان است دعوى کردنم‬

‫من نهادم سر ببر اين گردنم‬

زاغ کاو حكم قضا را منكر است‬ ‫

گر هزاران عقل دارد کافر است‬

در تو تا کافى بود از کافران‬ ‫

جاى گند و شهوتى چون کاف ران‬

من ببينم دام را اندر هوا‬

‫گر نپوشد چشم عقلم را قضا‬

چون قضا آيد شود دانش به خواب‬

‫مه سيه گردد بگيرد آفتاب‬

از قضا اين تعبيه کى نادر است‬ ‫

از قضا دان کاو قضا را منكر است‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*