Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : ز درد جور آن دلبر مکن ایدل شکایتها

سروده ای از منصور حلاج : ز درد جور آن دلبر مکن ایدل شکایتها

mansoor-al-hallaj1

 

 

ز درد جور آن دلبر مکن  ایدل  شکایتها

که دردش عین درمانست و جور او عنایتها

کلیم  درگه  اوئی گلیم  فقر در بر کش

ز فرعونی چه می جوئی سریر ملک ورایتها

خلیل عشق جانانی درآ  درآتش سوزان

نه نمرودی  که  تا باشی شهنشاه  ولایتها

چه راحتهاست  پنهانی جراحتهای  جانانرا

دریغا تو نمیدانی جفا ها  را  ز  راحتها

اگرچه  ناز معشوقی کشد  تیغ و کشد عاشق

بهر دم  میکند  لطفی  به  پنهانی حمایتها

بیا و ز عشق موئی را  ز من بشنو بگوش جان

حدیث  لیلی  و مجنون  نشانست  و حکایتها

منم مجنون  آن لیلی که صد لیلی است  مجنونش

بیا در چشم من  بنگر ز عشق  اوست  آیتها

سرشکم  لعل و رویم  زر شد از تاثیر عشق او

بلی  بر عشق  آسانست  از اینگونه  کفایتها

بسوزد دل چه میسازی عجب نبود حسین الحق

اگر در جان  اهل  دل  کند  آهت  سرایتها

منصور حلاج

منصور حلاج دیوان اشعار

 

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*