Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست‬ ‫

sadi

 

‫آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست‬ ‫

وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست‬

نه دهانيست که در وهم سخندان آيد‬ ‫

مگر اندر سخن آيی و بداند که لب ست‬

آتش روی تو زين گونه که در خلق گرفت‬ ‫

عجب از سوختگی نيست که خامی عجب ست‬

آدمی نيست که عاشق نشود وقت بهار‬ ‫

هر گياهی که به نوروز نجنبد حطب ست‬

جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست‬ ‫

نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست‬

هر کسی را به تو اين ميل نباشد که مرا‬ ‫

کفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست‬

خواهم اندر طلبت عمر به پايان آورد‬

‫گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست‬

هر قضايی سببی دارد و من در غم دوست‬

‫اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست‬

سخن خويش به بيگانه نمی يارم گفت‬

‫گله از دوست به دشمن نه طريق ادب ست‬

ليکن اين حال محالست که پنهان ماند‬

‫تو زره می دری و پرده سعدی قصب‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*