Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : دورنما‬

سروده ای از نادر نادرپور : دورنما‬

Naderpoor2

 

دورنما‬
‫1‬
‫آن کوهپایه ای که خداوند شامگاه‬
‫مشتی ستاره در چمنش می کاشت‬
‫تا صبحدم چراغ فراوان درو کند‬
‫در سرزمین خاطر من پیداست‬
‫من در کنار پنجرهای رو به آسمان‬
‫می ایستم ، چنان که افق در برابرم‬
‫آیینه ای فراخ تر از دریاست‬
‫در این زلال روشن بی پایان‬
‫با سالھای گمشده دیدار می کنم‬
‫ایام کودکی را در سالخوردگی‬
‫تکرار می کنم‬
‫2‬
‫من ، کودکی را در آیینه میبینم‬
‫کز خوابگاه کوچک خود ، هر روز‬
‫بر یال کوه ، پنجه ی سرخ طلوع را‬
‫در گرگ و میش صبحدمان می دید‬
‫آنگاه ، گیسوان سیاهش را‬
‫با شانه ای طلایی می آراست‬
‫آن کودکی که در تب خورشید لاله را‬
‫سوزان تر از تنور گمان می کرد‬
‫می خواست تا خمیر خیالش را‬
‫در کام آن تنور دراندازد‬
‫وزنان خود طعام به پروانگان دهد‬
‫زنبورهای سبز عسل در نگاه او‬
‫گلھای بالدار جھان بودند‬
‫میخواست تا تمامی گلھای باغ را‬
‫مانند آن گروه سبکبال جان دهد‬
‫خورشید ظھر را‬
‫با ذره بین به روی ملخ خیره کرده بود‬
‫تا بال این پرنده ی خاکی را‬
‫نقشی ز خال شاهپرک ارمغان دهد‬
‫از آب کشتزار‬
‫جویی به سوی طاسک لغزان گشوده بود‬
‫تا جرعه ای به مورچگان جوان دهد‬
‫بار شکوفه را‬
‫برف بھار تازه نفس می دید‬
‫میرفت تا درخت سراپا سفید را‬
‫پیش از فرو چکیدن باران تکان دهد‬
‫با بیدها ، همیشه تفاهم داشت‬
‫دست لطیفشان را در دست می گرفت‬
‫تا گرمی محبت خود را نشان دهد‬
‫اما همیشه تشنه تر از خورشید‬
‫دندان به برگ شسته شمشاد می فشرد‬
‫تا از لعاب سبزدرخشانش‬
‫چون زرده و سفیده ی نرگس ها‬
‫یا سرخی تمشک‬
‫وز تلخی حقیقت و شیرینی خیال‬
‫صد گونه طعم و رنگ به ذهن و زبان دهد‬
‫3‬
‫من ، کودکی در آیینه می بینم‬
‫کز راه دور، سایه ی کورش را‬
‫با خود به سوی چشمه ی ده میبرد‬
‫تا آن برهنه پای پریشان را‬
‫پیش از غروب ، غوطه در آب روان دهد‬
‫آنگه به پیشواز شفق می رفت‬
‫وز پشت بام خانه ی خود ، شب را‬
‫در پشه بند کاهکشان می یافت‬
‫عکس ستارگان را ، در آبگیر باغ‬
‫دندان شیرخوار زمین می دید‬
‫آوای غوک و زنجره را ، در سکوت شب‬
‫گفت و شنود جن و پری می خواند‬
‫اشباح دوردست درختان را‬
‫ارواح ناشناخته می پنداشت‬
‫4‬
‫آن کوهپایه ای که خداوند شامگاه‬
‫مشتی ستاره در چمنش می کاشت‬
‫تا صبحدم چراغ فراوان درو کند‬
‫از سرزمین غربت من دور است‬
‫آه ای ستارگان تر باران‬
‫امشب ، به یاد خاطره ها و چراغھا‬
‫از آسمان به چھره ی من ریزید‬
‫زیرا که چشم گریه ی من ، کور است‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*