Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نگريستن عزراييل بر مردى و گريختن آن مرد در سراى سليمان

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نگريستن عزراييل بر مردى و گريختن آن مرد در سراى سليمان

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

نگريستن عزراييل بر مردى و گريختن آن مرد در سراى سليمان‬ و تقرير ترجيح توکل بر جهد و قلت فايده ى جهد‬ زاد مردى چاشتگاهى در رسيد‬ ‫

در سرا عدل سليمان در دويد‬

رويش از غم زرد و هر دو لب کبود‬ ‫

پس سليمان گفت اى خواجه چه بود‬

گفت عزراييل در من اين چنين‬ ‫

يك نظر انداخت پر از خشم و کين‬

گفت هين اکنون چه مى خواهى بخواه‬

‫گفت فرما باد را اى جان پناه‬

تا مرا ز ينجا به هندستان برد‬ ‫

بو که بنده کان طرف شد جان برد‬

نك ز درويشى گريزانند خلق‬

‫لقمه ى حرص و امل ز آنند خلق‬

ترس درويشى مثال آن هراس‬ ‫

حرص و کوشش را تو هندستان شناس‬

باد را فرمود تا او را شتاب‬

‫برد سوى قعر هندستان بر آب‬

روز ديگر وقت ديوان و لقا‬ ‫

پس سليمان گفت عزراييل را‬

کان مسلمان را بخشم از چه چنان‬

‫بنگريدى تا شد آواره ز خان‬

گفت من از خشم کى کردم نظر‬

‫از تعجب ديدمش در رهگذر‬

که مرا فرمود حق که امروز هان‬ ‫

جان او را تو به هندستان ستان‬

از عجب گفتم گر او را صد پر است‬ ‫

او به هندستان شدن دور اندر است‬

تو همه کار جهان را همچنين‬

‫کن قياس و چشم بگشا و ببين‬

از که بگريزيم از خود اى محال‬ ‫

از که برباييم از حق اى وبال‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*