خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دل از من برد و روی از من نهان کرد‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دل از من برد و روی از من نهان کرد‬

مقبره حافظ

 

‫دل از من برد و روی از من نهان کرد‬
‫خدا را با که این بازی توان کرد‬
‫شب تنهاییم در قصد جان بود‬
‫خیالش لطف های بیکران کرد‬
‫چرا چون لاله خونین دل نباشم‬
‫که با ما نرگس او سرگران کرد‬
‫که را گویم که با این درد جان سوز‬
‫طبیبم قصد جان ناتوان کرد‬
‫بدان سان سوخت چون شمعم که بر من‬
‫صراحی گریه و بربط فغان کرد‬
‫صبا گر چاره داری وقت وقت است‬
‫که درد اشتیاقم قصد جان کرد‬
‫میان مهربانان کی توان گفت‬
‫که یار ما چنین گفت و چنان کرد‬
‫عدو با جان حافظ آن نکردی‬
‫که تیر چشم آن ابروکمان کرد‬

hafez-(5)

My heart from me, He took; concealed from me, His face, Lie made:
For God’s sake! with whom can this sport be made?
The night of solitariness was in design upon my soul:
Endless favors, the thought of Him made.
Like the variegated tulip, why am I not bloody of heart,
Since with me, the heavy head, His eye made?
With this soul-consuming pain, how may I speak, saying:
“Design upon my powerless soul, the Physician made?”
As a candle, He consumed me in such a way that, on me,
The flagon, weeping; and the stringed instrument, clamour made.
O wind! if thou have the remedy, this time the time:
For, design upon my soul, the pain of desire made.
Among kind ones, how can one speak,
Saying: “Like this my Beloved spake; like that made.”
Against the life of Hafez, the enemy would not have made that
That the arrow of the eye of that eye-brow bow made.

Hafiz

Down

درباره محمد دایی زاده

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*