Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫صبح دروغین‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫صبح دروغین‬

Naderpoor2

 

 ‫صبح دروغین‬
‫امشب ، زمین ، تمام گناهان خویش را‬
‫بدرود گفته است‬
‫زاهد سپید برف‬
‫کفر زمینیان را در خود نھفته است‬
‫این سیمگون نقاب‬
‫بر چھره ی سیاه طبیعت‬
‫زیباترین دروغ جھان است‬
‫امشب ، درخت پیر‬
‫اندیشه میکند که جوان است‬
‫اما پس از تولد خورشید‬
‫اندیشدهای برفی او آب می شود‬
‫آیا کدام چشم‬
‫رخساره ی حقیقت پنھان را‬
‫مانند آفتاب تواند دید ؟‬
‫شاید که چشمی از پس گرییدن‬
‫پاسخ بدین سوال تواند داد‬
‫ای پیر ، ای درخت‬
‫باران چه گریه ای است‬
‫گرییدنی به وسعت اندوه آسمان‬
‫بر غفلت زمین‬
‫گرییدنی که صبح دروغین برف را‬
‫در شام نوجوانی ناپایدار تو‬
‫تاریک می کند‬
‫اما تو را به روشنی دور کودکی‬
‫نزدیک می کند‬
‫گرییدنی که دیده ی پیران را‬
‫چون چشم کودکانه ی خورشید‬
‫بینایی زلال تواند داد‬
‫آه ای خروس منتظر صبح‬
‫آتش ، درون پنبه نمی میرد‬
‫اما نگاه کن‬
‫خورشید در سپیدی آفاق مرده است‬
‫افسون برف ، چشم درختان ساده را‬
‫در خواب کرده است‬
‫وین روستاییان صبور پیاده را‬
‫در روزگار پیری ، با مرکب خیال‬
‫تا شھر نوجوانی موهوم برده است‬
‫اما ، دل زمین‬
‫در آرزوی گریه ی باران است‬
‫در شب حقیقتی است که پنھان است‬
‫آه ای غم سیاه تر از ابر‬
‫امشب ، مرا گریستنی بی امان ببخش‬
‫ای اشک مھربان‬
‫چشم مرا نگاهی چون کودکان ببخش‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*