Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : طنز و انكار کردن پادشاه جهود و قبول نكردن نصيحت خاصان خويش‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : طنز و انكار کردن پادشاه جهود و قبول نكردن نصيحت خاصان خويش‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

طنز و انكار کردن پادشاه جهود و قبول نكردن نصيحت خاصان خويش‬

*
‫اين عجايب ديد آن شاه جهود‬

‫جز که طنز و جز که انكارش نبود‬

ناصحان گفتند از حد مگذران‬ ‫

مرکب استيزه را چندين مران‬

ناصحان را دست بست و بند کرد‬ ‫

ظلم را پيوند در پيوند کرد‬

بانگ آمد کار چون اينجا رسيد‬ ‫

پاى دار اى سگ که قهر ما رسيد‬

بعد از آن آتش چهل گز بر فروخت‬ ‫

حلقه گشت و آن جهودان را بسوخت‬

اصل ايشان بود آتش ابتدا‬ ‫

سوى اصل خويش رفتند انتها‬

هم ز آتش زاده بودند آن فريق‬ ‫

جزوها را سوى کل باشد طريق‬

آتشى بودند مومن سوز و بس‬

‫سوخت خود را آتش ايشان چو خس‬

آن که بوده ست امه الهاويه‬

‫هاويه آمد مر او را زاويه‬

مادر فرزند جويان وى است‬

‫اصلها مر فرعها را در پى است‬

آب اندر حوض اگر زندانى است‬ ‫

باد نشفش مى کند کار کانى است‬

مى رهاند مى برد تا معدنش‬ ‫

اندك اندك تا نبينى بردنش‬

وين نفس جانهاى ما را همچنان‬

‫اندك اندك دزدد از حبس جهان‬

تا إليه يصعد أطياب الكلم‬

‫صاعدا منا إلى حيث علم‬

ترتقي أنفاسنا بالمنتقى‬ ‫

متحفا منا إلى دار البقا‬

ثم تاتينا مكافات المقال‬ ‫

ضعف ذاك رحمة من ذى الجلال‬

ثم يلجينا الى امثالها‬ ‫

کى ينال العبد مما نالها‬

هكذا تعرج و تنزل دايما‬ ‫

ذا فلا زلت عليه قائما‬

پارسى گوييم يعنى اين کشش‬ ‫

ز آن طرف آيد که آمد آن چشش‬

چشم هر قومى به سويى مانده است‬ ‫

کان طرف يك روز ذوقى رانده است‬

ذوق جنس از جنس خود باشد يقين‬ ‫

ذوق جزو از کل خود باشد ببين‬

يا مگر آن قابل جنسى بود‬ ‫

چون بدو پيوست جنس او شود‬

همچو آب و نان که جنس ما نبود‬

‫گشت جنس ما و اندر ما فزود‬

نقش جنسيت ندارد آب و نان‬

‫ز اعتبار آخر آن را جنس دان‬

ور ز غير جنس باشد ذوق ما‬ ‫

آن مگر مانند باشد جنس را‬

آن که مانند است باشد عاريت‬ ‫

عاريت باقى نماند عاقبت‬

مرغ را گر ذوق آيد از صفير‬ ‫

چون که جنس خود نيابد شد نفير‬

تشنه را گر ذوق آيد از سراب‬ ‫

چون رسد در وى گريزد جويد آب‬

مفلسان هم خوش شوند از زر قلب‬ ‫

ليك آن رسوا شود در دار ضرب‬

تا زر اندوديت از ره نفگند‬ ‫

تا خيال کژ ترا چه نفگند‬

از کليله باز جو آن قصه را‬ ‫

و اندر آن قصه طلب کن حصه را‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی – مولوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*