Home / Irony / داستانهای طنز ملا نصر الدین 23

داستانهای طنز ملا نصر الدین 23

Nasreddin

 

سر گاو در خمره

در همسایگی ملا گاوی برای خوردن آب , سر در خمره کرده و چون خواست بیرون بیاورد

نتوانسته بود , همسایگان هر چه سعی کردند نتوانستند سر گاو را از خمره بیرون آورند

ناچار ملا را حاضر کردند وی گفت : چاره نیست بایستی سر گاو را برید , همسایه ها

اطاعت کردند , چون سر گاو را بریدند , سر بدرون خمره افتاد , ملا که دید سر بیرون نمی

آید دستور داد خمره را شکسته و سر گاو را بیرون آوردند و همسایه ها را از این مهارت و

زبردستی خود حیران کرد

اشتباه کله پز

ملا کله ای خرید و برای خوردن در زیر درختی نشسته بود , عابری او را دید و جلو آمده

پهلویش نشست , ملا برای اینکه از شر مهمان ناخوانده خلاص شود برخاسته گفت : کله

پز متقلب کله یک چشم بمن داده , بروم آنرا عوض کنم , بعد راه افتاد و مسافتی که دور

شد نشسته و به تنهایی آنرا صرف کرد

ملا و غربال

ملا خواست از طاقچه چیزی بردارد , غربالی پر از پیاز بود سر او افتاد و سرش را درد آورد

ملا عصبانی شده غربال را بشدت زمین زد , غربال از زمین بلند شده به پیشانی ملا خورد

و خون از پیشانی ملا راه افتاد , ملا به مطبخ رفته کارد بلندی برداشته به اطاق آمد و گفت

: حالا هرچه غربالست جرات دارد بیاید تا شکمش را بدرم

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*