Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫کج ماندن دهان آن مرد که نام محمد را عليه السلام به تسخر خواند‬
‫آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند‬

‫مر محمد را دهانش کژ بماند‬

باز آمد کاى محمد عفو کن‬

‫اى ترا الطاف و علم من لدن‬

من ترا افسوس مى کردم ز جهل‬ ‫

من بدم افسوس را منسوب و اهل‬

چون خدا خواهد که پرده ى کس درد‬ ‫

ميلش اندر طعنه ى پاکان برد‬

چون خدا خواهد که پوشد عيب کس‬ ‫

کم زند در عيب معيوبان نفس‬

چون خدا خواهد که مان يارى کند‬ ‫

ميل ما را جانب زارى کند‬

اى خنك چشمى که آن گريان اوست‬

‫وى همايون دل که آن بريان اوست‬

آخر هر گريه آخر خنده اى است‬ ‫

مرد آخر بين مبارك بنده اى است‬

هر کجا آب روان سبزه بود‬

هر کجا اشك روان رحمت شود‬

باش چون دولاب نالان چشم تر‬

‫تا ز صحن جانت بر رويد خضر‬

اشك خواهى رحم کن بر اشك بار‬ ‫

رحم خواهى بر ضعيفان رحم آر‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی – مولوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*