Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ ‫از موج تا اوج‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ ‫از موج تا اوج‬

Naderpoor2

 

‫از موج تا اوج‬
‫پرنده ای که صدایی به صافی شب داشت‬
‫شب صدا را در بیشه ها رها میکرد‬
‫مرا ز روزنه ی برگھا صدا میکرد‬
‫پلی گشوده شد از لابلای چند درخت‬
‫به پیشواز قدم های سست من آمد‬
‫مرا به راز روان بودن آشنا میکرد‬
‫چراغ را به سرانگشت شاخه ای بستم‬
‫برهنه تر شدم از ماهی طلایی ماه‬
‫که در دهانه ی تاریک پل ، شنا میکرد‬
‫تن برهنه ی من روح آب را دریافت‬
‫میان موج و دل من دریچه ای واشد‬
‫دریچه ای که مرا از زمین جدا میکرد‬
‫پرنده ای که صدایی به گرمی تب داشت‬
‫تب صدا را در خون من رها میکرد‬
‫مرا ز روزنه ی ابرها صدا میکرد‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*