Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫از ویس به رامین‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫از ویس به رامین‬

Naderpoor2

 

 ‫از ویس به رامین‬
‫تو ای رامین تو ای دیرینه دلدارم‬
‫چو می خواهم که نامت را نھانی بر زبان آرم‬
‫صدا در سینه ام چون آه می لرزد‬
‫چو میخواهم که نامت را به لوح نامه بنگارم‬
‫قلم در دست من بیگاه میلرزد‬
‫نمیدانم چه باید گفت‬
‫نمیدانم چه باید کرد‬
‫به یاد آور سخنھای مرا در نامه ی پیشین‬
‫سخنھایی که بر می خاست چون آه از دلی غمگین‬
‫چنین گفتم در آن نامه‬
‫اگر چرخ فلک باشد حریرم‬
‫ستاره سر به سر باشد دبیرم‬
‫هوا باشد دوات و شب سیاهی‬
‫حرف نامه : برگ و ریگ و ماهی‬
‫نویسند این دبیران تا به محشر‬
‫امید و آرزوی من به دلبر‬
‫به جان من که ننویسند نیمی‬
‫مرا در هجر ننماید بیمی‬
‫من آن شب کاین سخن ها بر قلم راندم‬
‫ندانستم کزین افسانه پردازی چه میخواهم‬
‫ولی امروز می دانم‬
‫نه میخواهم حریر آسمان ، طومار من گردد‬
‫نه میخواهم ستاره ترجمان عشق افسونکار من گردد‬
‫دوات شب نمی آید به کار من‬
‫نه برگ و ریگ و ماهی غمگسار من‬
‫حریر گونه ام را نامه خواهم کرد‬
‫سر مژگان خود را خامه خواهم کرد‬
‫حروف از اشک خواهم ساخت‬
‫مگر اینسان توانم نامه ای اندوهگین پرداخت‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*