Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫کوچه میعاد‬ ‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫کوچه میعاد‬ ‬‬

Naderpoor2

 

کوچه میعاد‬
‫آسمان بی ماه بود آن شب‬
‫بغض باران در گلویش بود‬
‫ناودان با خویش نجوا داشت‬
‫کوچه گرم از گفتگویش بود‬
‫باد در شھر تھی می ریخت‬
‫بوی شب های بیابان را‬
‫تک چراغی خال می کوبید‬
‫گونه ی خیس خیابان را‬
‫من تھی بودم ، تھی از خویش‬
‫من پر از اندوه او بودم‬
‫با خیال دور و نزدیکش‬
‫همچنان در گفتگو بودم‬
‫دیدم از حسرت فرولغزید‬
‫اشک بر سیمای غمنکش‬
‫روزهای رفته را دیدم‬
‫در فضای چشم نمناکش‬
‫کوچه ی میعاد ما ، هر شب‬
‫چون رگی از خون ما پر بود‬
‫خنده ها طعمی گوارا داشت‬
‫بوسه ها گرم و نفس بر بود‬
‫بوی باران خورده ی دیوار‬
‫پلک سنگین مرا می بست‬
‫عطر زلفش در هوا می گشت‬
‫تا به بوی خاک می پیوست‬
‫ناگه از فرورفتن فرو می ماند‬
‫تن چو پیچک بر تنم می دوخت‬
‫تا از آن مستی به هوش آیم‬
‫بوسه لبھای مرا می سوخت‬
‫راستی ای مونس دیرین‬
‫یاد از آن شبھا که می دانی‬
‫کوچه های پیج پیج شھر‬
‫روزهای سرد بارانی‬
‫آسمان ، امشب ندارد ماه‬
‫بغض باران در گلوی اوست‬
‫ناودان با خویش در نجواست‬
‫کوچه گرم از گفتگوی اوست‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*