Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ ‫پوپک‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ ‫پوپک‬‬

Naderpoor2

 

 ‫پوپک‬
‫چون پوپکی که می رمد از زردی غروب‬
‫تا از دیار شب بگریزد به شھر روز‬
‫خورشید هم گریخته است از دیار شب‬
‫اما پرش به خون شفق می خورد هنوز‬
‫من نیز پوپکم‬
‫من نیز از غروب غم بی امید خویش‬
‫خواهم که رو کنم به تو ، ای صبح دلفروز‬
‫اما شب است و دفتر زرکوب آسمان‬
‫با آن خطوط میخی و ریز ستاره ها‬
‫از هم گشوده است و ورق می خورد هنوز‬
‫من پوپکم ، گریخته از سرنوشت خویش‬
‫خونین شده ست کاکلم از پنجه ی عقاب‬
‫این پنجه ، تاج بخت من از سر ربوده است‬
‫رنگین شده ست بال من از خون آفتاب‬
‫در چشم من ، غبار شب و دانه های شن‬
‫پرکرده جای خواب فراموش گشته را‬
‫من پوپکم ، گریخته از سرزمین خویش‬
‫در پشت سر گذاشته یاد گذشته را‬
‫کنون شکسته بال تر از مرغ آفتاب‬
‫از بیم شب به سوی تو پرواز می کنم‬
‫ای آنکه در نگاه تو خورشید خفته است‬
‫پرواز را به نام تو آغاز می کنم‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*