Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫‫بنده وار آمدم به زنهارت‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫‫بنده وار آمدم به زنهارت‬ ‫

sadi

 

‫بنده وار آمدم به زنهارت‬ ‫

که ندارم سلاح پيکارت‬

متفق می شوم که دل ندهم‬ ‫

معتقد می شوم دگربارت‬

مشتری را بهای روی تو نيست‬

‫من بدين مفلسی خريدارت‬

غيرتم هست و اقتدارم نيست‬ ‫

که بپوشم ز چشم اغيارت‬

گر چه بی طاقتم چو مور ضعيف‬ ‫

می کشم نفس و می کشم بارت‬

نه چنان در کمند پيچيدی‬ ‫

که مخلص شود گرفتارت‬

من هم اول که ديدمت گفتم‬ ‫

حذر از چشم مست خون خوارت‬

ديده شايد که بی تو برنکند‬ ‫

تا نبيند فراق ديدارت‬

تو ملولی و دوستان مشتاق‬

‫تو گريزان و ما طلبکارت‬

چشم سعدی به خواب بيند خواب‬ ‫

که ببستی به چشم سحارت‬

تو بدين هر دو چشم خواب آلود‬

‫چه غم از چشم های بيدار‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*