Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ شیشه و سنگ‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ شیشه و سنگ‬

Naderpoor2

 

شیشه و سنگ‬
‫من آن سنگ مغرور ساحل نشینم‬
‫که میرانم از خویشتن موج ها را‬
‫خموشم ، ولی در کف آماده دارم‬
‫کلاف پریشان صدها صدا را‬
‫چنان سھمناکم که از هیبت من‬
‫نیایند سگ ماهیان در پناهم‬
‫چنان تیز چشمم که زاغان وحشی‬
‫حذر می کنند از گزند نگاهم‬
‫چنان تند خشمم که هنگام بازی‬
‫نریزند مرغابیان سایه بر من‬
‫مبادا که خواب من آشفته گردد‬
‫لھیب غضب برکشد شعله در من‬
‫نپوشاندم جامه پرداز دریا‬
‫از آن پیرهن ھای نرم حریرش‬
‫از آن مخمل خواب و بیدار سبزش‬
‫از آن اطلس روشنایی پذیرش‬
‫صدفھا و کفھا و شنھای ساحل‬
‫به مرداب رو می نھند از هراسم‬
‫من آن سنگم آن سنگ ، آن سنگ تنھا‬
‫که هم آشنایم ، که هم ناشناسم‬
‫غبار مرا گرچه دریا بشوید‬
‫ولی زنگ غم دارد آیینه ی من‬
‫مرا سنگ خوانند و دریا نداند‬
‫که چون شیشه ، قلبی است در سینه ی من‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*