Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ پیوند‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ پیوند‬

Naderpoor2

 

پیوند‬
‫من بی خبر به راه سفر پا گذاشتم‬
‫آگاهی از نیاز عزیزان نداشتم‬
‫در کوره راه های تھی می شتافتم‬
‫چون سوسمار مست به دنبال آفتاب‬
‫در زیر پنجه های ترم ، ریگھای خشک‬
‫فریاد می زدند که ما تشنه ایم ، آب‬
‫شرمنده می گذشتم و آبی نداشتم‬
‫در زیر روشنایی لیمویی غروب‬
‫از خواب نیمروزی ، بیدار می شدم‬
‫از گوشوار نقره ای ماه می پرید‬
‫برق ستاره ای‬
‫مرغابیان وحشی فریاد می زدند‬
‫پس آن ستاره کو ؟‬
‫من جز نگاه خویش جوابی نداشتم‬
‫در شھر ناشناخته ای پرسه می زدم‬
‫دیوارهای شھر مرا می شناختند‬
‫اما ز آشنایی خود دم نمی زدند‬
‫گویی نقاب ترس به رخساره داشتند‬
‫من جز سکوت خویش ، نقابی نداشتم‬
‫ای ریگھای تشنه ی خورشید سوخته‬
‫این بار اگر به سوی شما رخت برکشم‬
‫از چشمه های آب روان مژده می دهم‬
‫ای کاروان وحشی مرغابیان شب‬
‫این بار اگر نگاه به سوی شما کنم‬
‫از کوکب سپیده دمان مژده می دهم‬
‫ای قامت خمیده ی دیوارهای شھر‬
‫این بار اگر به خلوت راز شما رسم‬
‫از روزگار امن و امان مژده می دهم‬
‫من با امید مھر شما زنده ام هنوز‬
‫پیوند آشنایی ما ناگسسته باد‬
‫گر فارغ از خیال شما زندگی کنم‬
‫چشمم بر آفتاب و بر آفاق ، بسته باد‬

نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*