Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫ کابوس‬‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫ کابوس‬‬‬

Naderpoor2

 

کابوس‬
‫مھتاب رو به ساحل مغرب نھاده بود‬
‫در خلوت اتاق به جز من کسی نبود‬
‫قلب سیاه ساعت شماطه می تپید‬
‫شب میگذشت و لحظه ی میعاد میرسید‬
‫ناگه صدای دور سگی در فضا شکست‬
‫از پشت قاب پنجره ، برق تلنگری‬
‫بر شیشه ی کبود ترک خورده نقش بست‬
‫ساعت ز کار خویش فرو ماند و گوش داد‬
‫آونگ او چو مردمک چشم مردگان‬
‫از گردش ایستاد‬
‫در پشت من ، دهان دری نیمه باز شد‬
‫نوری سفید ، همچو غبار گچ از هوا‬
‫در خوابگاه ریخت‬
‫آنگه صدای لغزش پایی به روی فرش‬
‫تار سکوت را چو نخی بی صدا گسیخت‬
‫من میھمان هر شبهام را شناختم‬
‫اما هنوز طاقت برگشتنم نبود‬
‫قلبم درون سینه ی تاریک می تپید‬
‫نور از شکاف پنجره چون موم می چکید‬
‫ناگه دو دست سوخته ی استخوان نما‬
‫از پشت ، بر خمیدگی شانه ام نشست‬
‫برگشتم از هراس‬
‫این روح ناشناس‬
‫روحی که چون شمایل شوم مقدسان‬
‫در زیر روشنایی ماه ایستاده بود‬
‫صورت نداشت ، لیک لبی چون شکاف زخم‬
‫تا زیر گوشھای درازش کشیده داشت‬
‫خندید و بیم خنده ی او در دلم نشست‬
‫فریاد من چو زوزه ی سگ در گلو شکست‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*