Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : عکس روی تو چو در آينه جام افتاد‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : عکس روی تو چو در آينه جام افتاد‬

Hafeziyeh

‫عکس روی تو چو در آينه جام افتاد‬
‫عارف از خنده می در طمع خام افتاد‬
‫حسن روی تو به يک جلوه که در آينه کرد‬
‫اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد‬
‫اين همه عکس می و نقش نگارين که نمود‬
‫يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد‬
‫غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد‬
‫کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد‬
‫من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم‬
‫اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد‬
‫چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار‬
‫هر که در دايره گردش ايام افتاد‬
‫در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ‬
‫آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد‬
‫آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بينی‬
‫کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد‬
‫زير شمشير غمش رقص کنان بايد رفت‬
‫کان که شد کشته او نيک سرانجام افتاد‬
‫هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است‬
‫اين گدا بين که چه شايسته انعام افتاد‬
‫صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولی‬
‫زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد‬

hafez-(5)

When, into the mirror of the cup, the reflection of Thy face fell,
From the laughter of wine, into the crude desire of the cup, the Aref fell.
With that splendor that in the mirror, the beauty of Thy face made,
All this picture into the mirror of fancy fell.
All this reflection of wine and varied picture that have appeared
Is a splendor of the face of the Said that, into cup fell.
The jealousy of love severed the tongue of all the great ones:
Into the mouth of the common people, the mystery of grief for Him, how fell?
From the masjed to the tavern, I fell not of myself:
From the covenant of eternity without beginning, to me this result of the end fell.
When, like the compass, for the sake of revolution, he moveth not, what may he do
Who in the circle of time’s revolution fell?
From the pit of Thy chin, in the curl of Thy tress, my heart clung:
Alas. forth from the pit, it came; and into the snare, fell.
O Khwajeh! passed hath that time when thou sawest me in the cloister;
With the lace of the Said and the lip of the cup, my work fell.
Beneath the sword of grief for Him, it is proper to go dancing
For, that one who was slain of Him, his end happy fell.
Every moment, another kindness to me of consumed heart is His:
Behold, how fit for reward, this beggar fell.
The Sufis, all, are lovers and glance-players; but,
From the midst, to bad name, heart-consumed Hafez fell.

دیوان حافظ_1xr

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*