Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : سرمه ی خورشید‬

سروده ای از نادر نادرپور : سرمه ی خورشید‬

Naderpoor2

 

سرمه ی خورشید‬
‫من مرغ کور جنگل شب بودم‬
‫باد غریب ، محرم رازم بود‬
‫چون بار شب به روی پرم می ریخت‬
‫تنھا به خواب مرگ ، نیازم بود‬
‫هرگز ز لابلای هزاران برگ‬
‫بر من نمی شکفت گل خورشید‬
‫هرگز گلابدان بلور ماه‬
‫بر من گلاب نور نمی پاشید‬
‫من مرغ کور جنگل شب بودم‬
‫برق ستارگان شب از من دور‬
‫در چشم من که پرده ی ظلمت داشت‬
‫فانوس دست رهگذران ، بی نور‬
‫من مرغ کور جنگل شب بودم‬
‫در قلب من همیشه زمستان بود‬
‫رنگ خزان و سایه ی تابستان‬
‫در پیش چشم من همه یکسان بود‬
‫می سوختم چو هیزم تر در خویش‬
‫دودم به چشم بی هنرم می رفت‬
‫چون آتش غروب فرو می مرد‬
‫تنھا ، سرم به زیر پرم می رفت‬
‫یک شب که باد ، سم به زمین می کوفت‬
‫و ز یال او شراره فرو می ریخت‬
‫یک شب که از خروش هزاران رعد‬
‫گویی که سنگپاره فرو می ریخت‬
‫از لابلای توده ی تاریکی‬
‫دستی درون لانه ی من لغزید‬
‫وز لرزه ای که در تن من افتاد‬
‫بنیاد آشیانه ی من لرزید‬
‫یک دم ، فشار گرم سرانگشتش‬
‫چون شعله ، بال های مرا سوزاند‬
‫تا پنجه اش به روی تنم لغزید‬
‫قلب من از تلاش تپیدن ماند‬
‫غافل که در سپیده دم این دست‬
‫خورشید بود و گرمی آتش بود‬
‫با سرمه ای دو چشم مرا وا کرد‬
‫این دست را خیال نوازش بود‬
‫زان پس . شبان تیره ی بی مھتاب‬
‫منقار غم به خاک نمالیدم‬
‫چون نور آرزو به دلم تابید‬
‫در آرزوی صبح ، ننالیدم‬
‫این دست گرم ، دست تو بود ای عشق‬
‫دست تو بود و آتش جاویدت‬
‫من مرغ کور جنگل شب بودم‬
‫بینا شدم به سرمه ی خورشیدت‬
نادر نادرپور

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*