Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ‫آشنا‬‬

سروده ای از نادر نادرپور : ‫آشنا‬‬

Naderpoor2

 

 ‫آشنا‬
‫دختر بر آستانه ی در عاشقانه خواند‬
‫کای آرزوی من‬
‫من فارغم ز خویش و تو آسوده از منی‬
‫با دوست ، دشمنی‬
‫بس شامھا ستاره شمردم به نور ماه‬
‫تا اختر رمیده ی بختم وفا کند‬
‫شور نگاه دوست در آن چشم دلفریب‬
‫چون باده سرگرانی عیشم دوا کند‬
‫هر شب که ماه می نگرد از دریچه ها‬
‫جان می دهد خیال ترا در برابرم‬
‫من شاد ازین امید که چون بگذری ز راه‬
‫شاید چو نور ماه ، فراز آیی از درم‬
‫هر ناله ای که می شکند در گلوی باد‬
‫آهنگ ناله های دلم در فراق تست‬
‫جون تابد از شکاف درم نور ماهتاب‬
‫گویم نگاه کیست که در اشتیاق تست‬
‫ای آرزوی من‬
‫ای مرد ناشناس‬
‫آگاه نیستم که کجایی و کیستی‬
‫اما مرا به دیدن تو مژده می دهند‬
‫وان مژده گویدم که تویی یا تو نیستی‬
‫از من جدا مشو‬
‫چون زندگی به دست فراموشیم مده‬
‫یا از کنار من به خموشی گذر مکن‬
‫یا در نھان امید هماغوشیم مده‬
‫دختر خموش ماند‬
‫مردی که می گذشت به سویش نگاه کرد‬
‫دختر به خنده گفت‬
‫ای مرد ناشناس توانی خبر دهی‬
‫زان آشنا که هیچ نیامد به دیدنم ؟‬
‫آن مرد خنده کرد و شتابان جواب داد‬
‫آن آشنا منم‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*