Home / Irony / چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 10

چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 10

 Omran Salehi

 

 ‫اشعر شعرا‬

‫”محمد مختاری” میگفت یكی از شاعران خراسانی پيش استاد “علی اکبر فياض”‬

‫آمد و از او خواست که برای دیوانش مقدمه ای بنویسد. استاد که توی رودربایستی‬

‫گير کرده بود، در مقدمه نوشت: فلانی اشعر شعرای خانواده خویش است!‬

حافظ و الكتریسيته‬

‫”محمد قائد” از “احمد شاملو” نقل میکند که روزی گفته: حافظ از الكتریسيته اطلاع‬

‫داشته، به دليل این مصرع:‬

‫کوس نودولتی از بام سعادت بزنم!‬

چای‬

‫از “احمدرضا احمدی” پرسيدند: چرا چای را بدون قند میخوری؟‬

‫گفت: مهم خود چای است، قند مثل زیرنویس است!‬

آدم رمانتيك

‫”احمدرضا احمدی” میگفت: در اداره ای کارمندی را دیدیم که همه اش آه میکشد.‬

‫گفتيم: عجب آدم رمانتيكی!‬

‫همكارش گفت: رمانتيك نيست، بيچاره آسم دارد!‬

قرض‬

‫شاعری هر چه قرض میگرفت، پس نمیداد. روزی به یكی از رفقایش گفت: 10 هزار‬

‫تومان به من قرض بده، سر برج پس میدهم. این تقاضا را آدم باشرفی از تو میکند.‬

‫- بسيار خب، فردا با آن آدم باشرف بيا تا بدهم!‬

‫(با اندکی تغيير از کتاب گنجينه لطایف نقل شد.)‬

لاله زار‬

‫خيابان لاله زار که زمانی گردشگاه مردم تهران بود، این روزها تبدیل شده به مرکز‬

‫فروش لوازم روشنایی , هر جا پا میگذاری، سيم و کابل و لوله است.‬

‫آقای شكرچيان میگفت: اسم این خيابان را به جای لاله زار باید بگذارند لوله زار!‬

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*