Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : منوچهر يک هفته با درد بود‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : منوچهر يک هفته با درد بود‬

 

poem-book-128

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

 

‫منوچهر يک هفته با درد بود‬
‫دو چشمش پر آب و رخش زرد بود‬
‫بهشتم بيامد منوچهر شاه‬
‫بسر بر نهاد آن کيانی کلاه‬
‫همه پهلوانان روی زمين‬
‫برو يکسره خواندند آفرين‬
‫چو ديهيم شاهی بسر بر نهاد‬
‫جهان را سراسر همه مژده داد‬
‫به داد و به آيين و مردانگی‬
‫به نيکی و پاکی و فرزانگی‬‬‬
‫منم گفت بر تخت گردان سپهر‬
‫همم خشم و جنگست و هم داد و مهر‬
‫زمين بنده و چرخ يار منست‬
‫سر تاجداران شکار منست‬
‫همم دين و هم فرهی ايزديست‬
‫همم بخت نيکی و هم بخرديست‬
‫شب تار جوينده ی کين منم‬
‫همان آتش تيز برزين منم‬
‫خداوند شمشير و زرينه کفش‬
‫فرازنده ی کاويانی درفش‬
‫فروزنده ی ميغ و برنده تيغ‬
‫بجنگ اندرون جان ندارم دريغ‬
‫گه بزم دريا دو دست منست‬
‫دم آتش از بر نشست منست‬
‫بدان را ز بد دست کوته کنم‬
‫زمين را بکين رنگ ديبه کنم‬
‫گراينده گرز و نماينده تاج‬
‫فروزنده ی ملک بر تخت عاج‬
‫ابا اين هنرها يکی بنده ام‬
‫جهان آفرين را پرستنده ام‬
‫همه دست بر روی گريان زنيم‬
‫همه داستانها ز يزدان زنيم‬
‫کزو تاج و تختست ازويم سپاه‬
‫ازويم سپاس و بدويم پناه‬
‫براه فريدون فرخ رويم‬
‫نيامان کهن بود گر ما نويم‬
‫هر آنکس که در هفت کشور زمين‬
‫بگردد ز راه و بتابد ز دين‬
‫نماينده ی رنج درويش را‬
‫زبون داشتن مردم خويش را‬
‫برافراختن سر به بيشی و گنج‬
‫به رنجور مردم نماينده رنج‬
‫همه نزد من سر به سر کافرند‬
‫وز آهرمن بدکنش بدترند‬
‫هر آن کس که او جز برين دين بود‬
‫ز يزدان و از منش نفرين بود‬
‫وزان پس به شمشير يازيم دست‬
‫کنم سر به سر کشور و مرز پست‬
‫همه پهلوانان روی زمين‬
‫منوچهر را خواندند آفرين‬
‫که فرخ نيای تو ای نيکخواه‬
‫ترا داد شاهی و تخت و کلاه‬
‫ترا باد جاويد تخت ردان‬
‫همان تاج و هم فره ی موبدان‬
‫دل ما يکايک به فرمان تست‬
‫همان جان ما زير پيمان تست‬
‫جهان پهلوان سام بر پای خاست‬
‫چنين گفت کای خسرو داد راست‬
‫ز شاهان مرا ديده بر ديدنست‬
‫ز تو داد و ز ما پسنديدنست‬
‫پدر بر پدر شاه ايران تويی‬
‫گزين سواران و شيران تويی‬
‫ترا پاک يزدان نگهدار باد‬
‫دلت شادمان بخت بيدار باد‬
‫تو از باستان يادگار منی‬
‫به تخت کی بر بهار منی‬
‫به رزم اندرون شير پاينده ای‬
‫به بزم اندرون شيد تابنده ای‬
‫زمين و زمان خاک پای تو باد‬
‫همان تخت پيروزه جای تو باد‬
‫تو شستی به شمشير هندی زمين‬
‫به آرام بنشين و رامش گزين‬
‫ازين پس همه نوبت ماست رزم‬
‫ترا جای تخت است و شادی و بزم‬
‫شوم گرد گيتی برآيم يکی‬
‫ز دشمن ببند آورم اندکی‬
‫مرا پهلوانی نيای تو داد‬
‫دلم را خرد مهر و رای تو داد‬
‫برو آفرين کرد بس شهريار‬
‫بسی دادش از گوهر شاه وار‬
‫چو از پيش تختش گرازيد سام‬
‫پسش پهلوانان نهادند گام‬
‫خراميد و شد سوی آرامگاه‬
‫همی کرد گيتی به آيين و راه‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

Ferdowsi 1

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*