Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : دختر جام‬

سروده ای از نادر نادرپور : دختر جام‬

Naderpoor2

 

دختر جام‬
‫همچون ونوس کز صدفی سر برون کشید‬
‫دامن کشان ز جام شرابم برآمدی‬
‫یک لحظه چون حباب شراب آمدی به رقص‬
‫و آنگاه کف زنان به لب ساغر آمدی‬
‫آن شب ، اتاق من به مثل جام باده‬
‫نور چراغ من به مثل رنگ باده داشت‬
‫درهای بسته چون دو لب ناگشوده بود‬
‫رخسار پرده آن همه چشم گشاده داشت‬
‫من همچو موجی آمدم و خواندمت به رقص‬
‫اما تو چون حباب ، سراپا شدی نگاه‬
‫چشمان نیم خفته ی تو چون صدف شکفت‬
‫اشکی در آن نشست ز اندیشه ی گناه‬
‫گفتم : نگاه کن‬
‫این در گشوده شد‬
‫این در که پلک چشم تو باشد ، گشوده شد‬
‫حرفم ز بیم پرده دری ناتمام ماند‬
‫می ماند و جام ماند‬
‫در باز شد خموش و ، تو بی هیچ گفتگو‬
‫آرام و پر غرور ، به سویش روان شدی‬
‫چون یونسی که در دل ماهی فروخزید‬
‫بار دگر ، به جام شرابم نھان شدی‬
‫اینک تو رفته ای‬
‫افسوس ، با تو رفت مرا آنچه مانده بود‬
‫افسوس ، با تو رفت‬
‫دیگر کسی نماند که اندوه عشق او‬
‫دمساز من شود‬
‫دیگر کسی نماند که یاد عزیز او‬
‫در این سکوت سرد ، هم آواز من شود‬
‫افسوس ، با تو رفت‬
‫افسوس ، با تو رفت مرا آنچه مانده بود‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*