Home / Literature / سروده ای از حسین پناهی : شب و نازی ‚ من و تب‬

سروده ای از حسین پناهی : شب و نازی ‚ من و تب‬

حسین-پناهی-2

 

شب و نازی ‚ من و تب‬
‫من : همه چی از ياد آدم می ره‬
‫مگه يادش که هميشه يادشه‬
‫يادمه قبل از سوال‬
‫کبوتر با پای من راه می رفت‬
‫جيرجيرک با گلوی من می خوند‬
‫شاپرک با پر من پر می زد‬
‫سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد‬
‫سبز بودم درشب رويش گلبرگ پياز‬
‫هاله بودم در صبح گرد چتر گل ياس‬
‫گيج می رفت سرم در تکاپوی سر گيج عقاب‬
‫نور بودم در روز‬
‫سايه بودم در شب‬
‫بيکرانه است دريا‬
‫کوچيکه قايق من‬
‫های … آهای‬
‫تو کجايی نازی‬
‫عشق بی عاشق من‬
‫سردمه‬
‫مثل يک قايق يخ کرده روی درياچه يخ ‚ يخ کردم‬
‫عين آغاز زمين‬
‫نازی : زمين ؟‬
‫يک کسی اسممو گفت‬
‫تو منو صدا کردی يا جيرجيرک آواز می خوند‬
‫من : جيرجيرک آواز می خوند‬
‫نازی : تشنته ؟ آب می خوای ؟‬
‫من : کاشکی تشنه م بود‬
‫نازی : گشنته ؟ نون می خوای ؟‬
‫من : کاشکی گشنه م بود‬
‫نازی : په چته دندونت درد می کنه ؟‬
‫من : سردمه‬
‫نازی : خب برو زير لحاف‬
‫من : صد لحاف هم کمه‬
‫نازی : آتيشو الو کنم ؟‬
‫من : می دونی چيه نازی ؟‬
‫تو سينه م قلبم داره يخ می زنه‬
‫اون وقتش توی سرم‬
‫کوره روشن کردند‬
‫سردمه‬
‫مثل آغاز حيات گل يخ‬
‫نازی : چکنم ؟ ها چه کنم ؟‬
‫من : ما چرامی بينيم‬
‫ما چرا می فهميم‬
‫ما چرا می پرسيم‬
‫نازی : مگس هم می بينه‬
‫گاو هم ميبينه‬
‫من : می بينه که چی بشه ؟‬
‫نازی : که مگس به جای قند نشينه رو منقار شونه به سر‬
‫گاو به جای گوساله اش کره خر را ليس نزنه‬
‫بز بتونه از دور بزغالشو بشناسه‬
‫خيلی هم خوبه که ما ميبينيم‬
‫ورنه خوب کفشامون لنگه به لنگه می شد‬
‫اگه ما نمی ديديم از کجا می فهميديم که سفيد يعنی چه ؟‬
‫که سياه يعنی چی؟‬
‫سرمون تاق می خورد به در ؟‬
‫پامون می گرفت به سنگ‬
‫از کجا می دونستيم بوته ای که زير پامون له می شه‬
‫کلم يا گل سرخ ؟‬
‫هندسه تو زندگی کندوی زنبور چشم آدمه‬
‫من : درک زيبايی ‚ درکی زيباست‬
‫سبزی سرو فقط يک سين از البای نهاد بشری‬
‫خرمت رنگ گل از رگ گلی گم گشته است‬
‫عطر گل خاطره عطر کسی است که نمی دانيم کيست‬
‫می ايد يا رفته است ؟‬
‫چشم با ديدن رودونه جاری نمی شه‬
‫بازی زلف دل و دست نسيم افسونه‬
‫نمی گنجه کهکشون در چمدون حيرت‬
‫آدمی حسرت سرگردونه‬
‫ناظر هلهله باد و علف‬
‫هيجانی ست بشر‬
‫در تلاش روشن باله ماهی با آب‬
‫بال پرنده با باد‬
‫برگ درخت با باران‬
‫پيچش نور در آتش‬
‫آدمی صندلی سالن مرگ خودشه‬
‫چشمهاشو می بخشه تا بفهمه که دريا آبی است‬
‫دلشو می بخشه تا نگاه ساده آهو را درک بکنه‬
‫سردمه‬
‫مثل پايان زمين‬
‫نازی‬
‫نازی : نازی مرد‬
‫من : تا کجا من اومدم ؟
‫چطوری برگردم ؟‬
‫چه درازه سايه ام‬
‫چه کبود پاهام‬
‫من کجا خوابم برد ؟‬
‫يه چيزی دستم بود کجا از دستم رفت ؟‬
‫من می خواهم برگردم به کودکی‬
‫قول می دهم که از خونه پامو بيرون نذارم‬
‫سايه مو دنبال نکنم‬
‫تلخ تلخم‬
‫مثل يک خارک سبز‬
‫سردمه و می دونم هيچ زمانی ديگه خرما نمی شم‬
‫چه غريبم روی اين خوشه سرخ‬
‫من می خوام برگردم به کودکی‬
‫نازی : نمی شه‬
‫کفش برگشت برامون کوچيکه‬
‫من : پابرهنه نمی شه برگردم ؟‬
‫نازی : پل برگشت توان وزن ما را نداره برگشتن ممکن نيست‬
‫من : برای گذشتن از ناممکن کيو بايد ببينيم‬
‫نازی : رويا را‬
‫من : رويا را کجا زيارت بکنم ؟‬
‫نازی آه در عالم خواب‬
‫من : خواب به چشمام نمی آد‬
‫نازی : بشمار تا سی بشمار … يک و دو‬
‫من : يک و دو‬
‫نازی : سه و چهار‬

حسین پناهی

حسین پناهی -شاخص

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*