Home / Literature / سروده ای از حسین پناهی : گفتگوی من و نازی زير چتر‬

سروده ای از حسین پناهی : گفتگوی من و نازی زير چتر‬

حسین-پناهی-2

 

‫گفتگوی من و نازی زير چتر‬
‫نازی : بيا زير چتر من که بارون خيست نکنه‬
‫می گم که خلی قشنگه که بشر تونسته آتيشو کشف بکنه‬
‫و قشنگتر اينه که‬
‫يادگرفته گوجه را‬
‫تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره‬
‫راسی راسی ؟ يه روزی‬
‫اگه گوجه هيچ کجا پيدانشه‬
‫اون وقت بشر چکار کنه ؟‬
‫من : هيچی نازی‬
‫دانشمندا تز می دن تا تابه ها را بخوريم‬
‫وقتی آهنا همه تموم بشه‬
‫اون وقت بشر‬
‫لباسارو می کنه و با هلهله‬
‫از روی آتيش می پره‬
‫نازی : دوربين لوبيتل مهريه مو‬
‫اگه با هم بخوريم‬
‫هلهله های من وتو‬
‫چطوری ثبت می شه‬
‫من : عشق من‬
‫آب ها لنز مورب دارند‬
‫آدمو واروونه ثبتش می کنند‬
‫عکسمون تو آب برکه تا قيامت می مونه‬
‫نازی : رنگی يا سياه سفيد ؟‬
‫من : من سياه و تو سفيد‬
‫نازی : آتيش چی ؟ تو آبا خاموش نمی شن آتيشا‬
‫من : نمی دونم والله‬
‫چتر رو بدش به من‬
‫نازی : اون کسی که چتر رو ساخت عاشق بود‬
‫من : نه عزيز دل من ‚ آدم بود‬

حسین پناهی

حسین پناهی- Hossain Panahi

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*