Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : یاد دوست‬

سروده ای از نادر نادرپور : یاد دوست‬

Naderpoor2

 

یاد دوست‬
‫بر گور روزهای سیه ، بوته های عشق‬
‫پژمرد و غنچه های امید گذشته مرد‬
‫در حیرتم هنوز که آیا چگونه بود‬
‫آن روزها که مرد و ترا جاودانه برد‬
‫خوابی گذر نکرد ، دریغا ، گذر نکرد‬
‫در چشم من ، شبان سیه ، بی خیال تو‬
‫ای آنکه دل به رنج غریبی سپرده ای‬
‫گریم به حال خویش و نگریم به حال تو‬
‫یاد آرمت هنوز ، هنوز ای امید دور‬
‫ای آنکه در زوال تو بینم زوال خویش‬
‫چون بنگرم هنوز در انبوه روزها‬
‫یادآورم ورود ترا در خیال خویش‬
‫گویی در آن غروب بھاری گشوده شد‬
‫درهای تنگ معبد تاریک خاطرات‬
‫همراه با بخور خوش و زخمه های چنگ‬
‫در دل طنین فکند مرا ضربه های پات‬
‫با من چنان به مھر درآمیختی که بخت‬
‫چون در تو بنگریست ، لب از شکوه ها بدوخت‬
‫وان قطره ی نگاه تو چون در دلم چکید‬
‫چون اشک گرم شمع ، مرا زندگی بسوخت‬
‫اینک ، تو نیز رفتی و بر گور روزها‬
‫شمعی ز یاد روشن خود برفروختی‬
‫ای آفتاب عمر ! درین وادی غروب‬
‫هر سو مرا کشاندی و لب تشنه سوختی‬
‫بازآ که بی فروغ تو ، این روزهای تار‬
‫بر من چنان گذشت که بگذشت شام من‬
‫ای دیو شب ! فرشته ی خورشید را بکش‬
‫تا صبحدم دوباره نیاید به بام من‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*