Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ویرانه ی قرون‬

سروده ای از نادر نادرپور : ویرانه ی قرون‬

Naderpoor2

 

ویرانه ی قرون
‫گویی سکوت قرنھا بود‬
‫در دخمه های تیره اش ، در آسمانش‬
‫در ابرهایش ، در شبان سھمگینش‬
‫در بادهایش ، در فضای بیکرانش‬
‫چون نعره بر میداشت باد سرد مغرب‬
‫گویی که بر می خاست بانگ ارغنونھا‬
‫آنجا که می افتاد روزی قھرمانی‬
‫امروز ، می افتد به خاموشی ستونھا‬
‫آنجا که روزی بال و پر می زد عقابی‬
‫امروز ، شبکوریست جنبان در سکوتش‬
‫آنجا که زلف دختران در پیچ و خم بود‬
‫امروز ، لرزد تار و پود عنکبوتش‬
‫آن دخمه ها ، آن سایه ها ، آن آسمانھا‬
‫وان رازداران شگرف خلوت او‬
‫آن خنده های باد در بیغوله ی شب‬
‫وان غولھا در تیرگی هم صحبت او‬
‫آن سقفھا ، آن پیشخوانھا ، آن ستونھا‬
‫آن طاق های ریخته در ظلمت شام‬
‫آن برق چشم گربه های سھمگین روی‬
‫وان نور اخترها در آفاق شبه فام‬
‫آن کوره راه بیکرانه‬
‫راهی که می لغزد به جنگلھای خاموش‬
‫راهی که می پیچد چو ماری بر تن شب‬
‫راهی که می گیرد افق ها را در آغوش‬
‫آن شعله های آتش دزدان دریا‬
‫بر ریگھا ، بر ریگھای خشک ساحل‬
‫در لابلای تکدرختان زمین گیر‬
‫در سایه های قلعه های تیره گون دل‬
‫اینھا همه ، می خواندم چون قاصد مرگ‬
‫بار دگر با خنده ی پر مایه ی خویش‬
‫من کیستم ؟‬
‫بیگانه ای گم کرده مقصود‬
‫یا رهروی نا آشنا با سایه ی خویش‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*