Home / Literature / سروده ای از مهدی اخوان ثالث : آنک! ببین

سروده ای از مهدی اخوان ثالث : آنک! ببین

مهدی اخوان ثالث-4

 

آنک! ببین …

اوصاف  این همیشه همان، تا که بوده‌ام
از بی غمان  رنگ نگر، این شنوده‌ام:
بر لوح  دودفام  سحر، صبح  آتشین
شنگرف تا اقاصی  زنگار گسترد
اما شنیده کی بَرَدَم دیده‌ها ز یاد
کاین کهنه زخم زرد، به هر روز بامداد
سر واکند به مشرق و خوناب و زهر و درد
تا مغرب  قلمرو  تکرار گسترد
صبح است و باز می‌دمد از خاور آفتاب
گفتند هر کسی نگرد نقش  خود در آب
زین رو چو من به صبح، هزاران تفو فکن
نفرت بر این سُتور  زر افسار گسترد
برخیز تا به خون جگرمان وضو کنیم
نفرین کنان به چهرهٔ زردش تفو کنیم
کاین پیر کینه، بهر چه تا بیکران چنین
بیداد و بد، مصیبت و آزار گسترد؟
آنک! ببین، مهیب‌ترین عنکبوت زرد
برخاست از سیاه و بر آبی نظاره کرد
تذکار  رنگ‌های  اسارت، به روشنی
اینک به روی  ثابت و سیار گسترد…

مهدی اخوان ثالث

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*