Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدان گه که روشن جهان تيره گشت‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدان گه که روشن جهان تيره گشت‬

poem-book-128

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بدان گه که روشن جهان تيره گشت‬

‫طلايه پراگنده بر گرد دشت‬

‫به پيش سپه قارن رزم زن‬

‫ابا رای زن سرو شاه يمن‬

‫خروشی برآمد ز پيش سپاه‬

‫که ای نامداران و مردان شاه‬

‫بکوشيد کاين جنگ آهرمنست‬

‫همان درد و کين است و خون خستنست‬

‫ميان بسته داريد و بيدار بيد‬

‫همه در پناه جهاندار بيد‬

‫کسی کو شود کشته زين رزمگاه‬

‫بهشتی بود شسته پاک از گناه‬

‫هر آن کس که از لشکر چين و روم‬

‫بريزند خون و بگيرند بوم‬

‫همه نيکنامند تا جاودان‬

‫بمانند با فره ی موبدان‬

‫هم از شاه يابند ديهيم و تخت‬

‫ز سالار زر و ز دادار بخت‬

‫چو پيدا شود پاک روز سپيد‬

‫دو بهره بپيمايد از چرخ شيد‬

‫ببنديد يکسر ميان يلی‬

‫ابا گرز و با خنجر کابلی‬

‫بداريد يکسر همه جای خويش‬

‫يکی از دگر پای منهيد پيش‬

‫سران سپه مهتران دلير‬

‫کشيدند صف پيش سالار شير‬

‫به سالار گفتند ما بنده ايم‬

‫خود اندر جهان شاه را زنده ايم‬

‫چو فرمان دهد ما هميدون کنيم‬

‫زمين را ز خون رود جيحون کنيم‬

‫سوی خيمه ی خويش باز آمدند‬

‫همه با سری کينه ساز آمدند‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

Ferdowsi 3

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*