Home / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار دهم : ‫بقای انرژی از نظر فرويد ‬

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار دهم : ‫بقای انرژی از نظر فرويد ‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

بقای انرژی از نظر فرويد‬ :
‫فرويد به طور كلی تحت نفوذ عقايد فيزيكدان آلمانی هرمان فون‬ هلمهولتس قرار داشت كه معتقد بود پديده های فيزيولوژی را می توان با‬ همان اصولی كه در مورد پديده های علم فيزيك توفيق داشته است تبيين‬ كرد. فرويد به ويژه تحت تاثير نظريه بقای انرژی قرار گرفت. به اين مفهوم‬ كه انرژی ممكن است تغيير شكل پيدا كند ولی نه ساخته می شود و نه از‬
‫بين می رود. او معتقد بود كه انسانها هم سيستم های بسته انرژی هستند.‬
‫در هر انسانی مقدار ثابتی انرژی روانی وجود دارد كه فرويد آن را ليبيدو‬ ناميد. يكی از نتايج طبيعی اصل بقای انرژی اين است كه اگر تكانه يا عملی‬ ناكام بماند انرژی مربوط به آن مفری برای آزاد شدن از راه های ديگر كه‬ احتمالا دگرگونه است می جويد. در خواسته های نهاد انرژيهای روانی وجود‬ دارد كه بايد به نحوی آزاد شود، و جلو گيری از آزادشدن آنها باعث از بين‬ رفتنشان نمی گردد.(كتاب زمينه روانشناسی هيلگارد)
‫چنانچه از منظر آن انرژی نهفته در وجود انسان به وجود نگاه داشته‬ باشيم، اهميت فكر بر اعمال و رفتار انسان نمود بيشتری پيدا می كند. مهم‬ اين نيست كه فكری به عمل درآيد يا در نيايد، مهم اين است كه بخشی از‬ آن انرژی نهفته در وجود انسان ، مصرف شده است. و اين مصرف، با توجه‬ به قانون بقای انرژی، به چيزی ديگر تبديل خواهد شد.‬
‫حال خود فكر چيست؟ فكر يك گزاره يا تصويری در ذهن است كه ذهن‬ می تواند بر آن آگاه باشد. آيا ذهن همزمان با خلق انديشه بر آنها آگاه است‬ يا اينكه ابتدا تصويری يا گفتگويی در ذهن شكل می گيرد و بعد از پايان‬ يافتن آن فرايند ذهنی ، ذهن آن تصوير را به ياد می آورد؟ به ياد آوردن‬ فكر قبلی چه معنايی می تواند داشته باشد؟ آن فكر تمام شد و رفت، و اين‬ فكر جديد كه به ظاهر يادآوری فكر قبلی است در واقع فكر جديدی است و‬ به فكر قبلی هم هيچ ارتباطی از منظر حركت در طول زمان را ندارد. آيا می‬ توان انرژی فكر را اندازه گرفت؟ بنظر می رسد فكر دارای انرژی خيلی‬ بالايی باشد، زيرا كه انرژی منبع فكر، انرژيی از جنس بی نهايت است.‬
‫توجه داشته باشيد كه ما در باره انسان خاصی و افكار خاصی بحث نمی‬ كنيم، بلكه سعی بر آن داريم تا ماهيت فكر و انرژی قبل از فكر را بصورت‬ شناختی دريابيم. فرض كنيد مغز يك انسان را از بدنش جدا كرده ايم و‬ برديم در آزمايشگاه و بر روی آن تحقيق می كنيم. تحقيق نه از رويكرد‬ زيست شناختی ، بلكه تحقيق از رويكرد فرآيندهای ذهنی ، آنهم مختص به‬
‫فكر نه حواس ديگر ، چون چنان فرض كرده ايم كه حواسی هم وجود‬ ندارد.‬
‫حال تحقيق را از نو آغاز می كنيم. يك محقق بايد صبور و مصمم باشد.‬
‫با توجه به اينكه می خواهيم به ماهيت فكر آگاه شويم ، مغز را از ُبعد ذهن‬ در نظر می گيريم. ذهنی وجود دارد كه فرايندهايی در آن اتفاق می افتد‬ كه نام آن فرايند ها را پردازش اطلاعات می گذاريم. خروجی اين فرايند ها‬ چيزی است كه نام آن را فكر می گذاريم.‬
‫وقتيكه به مغز آزمايشگاهی نظر می افكنيم متوجه می شويم كه دائما‬ انرژی اصلی ذهن، از طريق فكر كه در واقع محصول فرايند ذهن است ، در‬ فضا منتشر می گردد. بررسيهای خود را ادامه می دهيم تا بدانيم اين افكار‬ منتشر شده در فضا ،كه معتقديم دارای انرژی بالايی نيز هستند، در چه‬ راهی خرج می شوند. آيا محو می شوند يا تبديل به انرژی ديگری می‬ شوند؟ يا اينكه به همان صورت باقی می مانند؟ بنظر نمی رسد محو شدنی‬
‫مطرح باشد زيرا كه همه چيز در اين جهان بر هم ديگر اثر می گذارند و‬ دائما در حال تغييرند. پس طی آزمايشات مشاهديی متوجه می شويم كه‬ افكاری مدام از ذهن خارج می شوند و در فضا منتشر می شوند.‬
‫حال تحقيقاتمان را بدين شكل پيش می بريم كه بدون توجه به تاثيرات‬ مثبت و منفی افكار ذهن آزمايشگاهی ، سعی می كنيم ابتدا كاری كنيم كه‬ ذهن هيچ گونه پردازشی نداشته باشد تا فكری هم توليد نشود و به طبع آن‬ از هدر رفتن آن انرژی قبل از فكر نيز جلوگيری كرده باشيم تا ببينيم در‬ اين وضعيت چه اتفاقی می افتد.‬
‫در اين مرحله پس از تلاشهای مكرر با دستكاری در سيستم عامل ذهن‬ سعی می كنيم حركت ذهن را بطور كل متوقف كنيم كه درمی يابيم كه‬ گويی ذهن چنان كوك شده است كه بايد دائما در حال پردازش و توليد‬ انديشه باشد. كار كه به اينجا می رسد در نگاهی سطحی اين فرايند را‬ حالت طبيعی مغز و ذهن می پنداريم. ولی با توجه به كنجكاويمان مبنی بر‬ مشاهده چگونگی ذهن در حالتی كه فكری در آن نيست، بر تحقيقاتمان‬
‫ادامه می دهيم. چه كاری می توانيم بكنيم تا اين مغز آزماشگاهی از توليد‬ فكر دست بردارد؟ آيا نيازی برای اين ذهن مطرح است كه چنين با‬ شتابندگی فكر می سازد؟ نياز نمی تواند بيرونی باشد چون مغز را از بدن‬ جدا كرده ايم. پس حتما نيازی درونی وجود دارد. آن نياز چه چيزی می‬ تواند باشد؟ آيا خود فكر كه محصول فرايند ذهنی است برای رفع نياز، می‬ تواند نياز باشد؟ اگر اينگونه باشد كه نياز ذهن، فكر است پس نتيجه می‬ گيريم كه با هر بار توليد فكر، نياز نيز همچنان مطرح است. اين يعنی چه؟‬ يعنی اينكه با هر بار توليد فكر در واقع نياز شكل می گيرد. بنظر می رسد‬ نياز و عامل رفع نياز يك جوری در هم مخلوط شده اند و با هم خلق می‬ شوند. حال سوال اين است كه آيا می توان به اين مغز آزمايشگاهی فهماند‬ كه نياز درونی اش چيزی نيست به غير از همان افكارش. و چنانچه علاقه‬ مندی اش به فكر كردن كاسته شود در واقع نياز نيز مطرح نخواهد شد و‬ در نتيجه از هدر رفتن انرژی جلو گيری خواهد شد. چنانچه بتوانيم اين‬ آگاهی را بر ذهن القاء كنيم پس از آن است كه كنترل صورت می گيرد.‬
‫حال كه توانستيم مانع از انتشار افكار شويم، در گام بعدی درصدد آن بر می‬ آئيم كه آن انرژی درونی عظيم را در جهت اهداف خاصی كه از پيش تعيين‬ شده اند هدايت كنيم.‬
‫اگر دقت كرده باشيد در گامهای ششم و هفتم سعی كرديم پاسخ‬ سوالهای مطروحه گام پنجم را داده باشيم. برای ورود به گامهای ششم و‬ هفتم می توانيد سوالات را در پيش رويتان قرار دهيد و تنها به حافظه اتكا‬ نكنيد. ادراكات شناختی ای از اين دست ابتدا مشكل می نمايد زيرا كه‬ ذهن عادت نكرده تا فعل و انفعلات خودش را نيز مورد كاوش و بررسی قرار‬
‫دهد ولی چنانچه عزم بر شناخت و آگاهی باشد اين خوگيری حاصل می‬ شود. يكی از انگيزه های قوی برای استمرار در خواسته ها، همان راه‬ اندازيهای هيجانات درونی در درك عنايات معنوی است.‬

عقــل جــزو از كــل ، گويــا نيســتی‬

چــون تقاضــا بــر تقاضــا مــی رســد‬

‫گـــر تقاضـــا بـــر تقاضـــا نيســـتی‬

مــوج آن دريــا بــدين جــا مــی رســد‬

گام هشتم : نتيجه گيری از داستان‬

‫زندگی و حيات انسان بدون درك وجود خداوند، حتی با ظاهری‬ فريبنده، بی محتواست. و اين خلاء زمانی نمود پيدا می كند كه‬ فشار القائات از ذهن بر داشته شود(القائات يا تمجيد هستند يا‬ تحقير)‬ تغيير و تحولات ادراكی و شناختی ذهن در رويكرد به حقيقت‬ هستی، آغاز می شود و در حل شدن با آن حقيقت، به كمال خود‬ می رسد.‬
‫در شرايط حساس زندگی، مرحله گذر از جزئی نگری به كلی‬ نگری، حالتی شبيه به حالت خواب كه در واقع تداعی كننده‬ ارتباطات معنوی است برای انسان بوجود می آيد كه بسيار‬ مغتنم است. چنانچه از قبل آمادگی ورود به فضای بينش و آگاهی‬ را نداشته باشيم، ضمن عدم درك آن حالت و كيفيت پذيرندگی‬ مثبت وجودی، نمی توانيم از آن فرصت بدست آمده بهره ای‬ ببريم.‬
‫اتفاقات و حوادث زندگی تنها برای ذهنی كه دغدغه رهايی از‬ كلاف جهل حاكم بر خودش را دارد، می تواند مفيد باشد.‬
‫تغيير و تحولات عملكرد ذهن در روند پرهيز از تفكرات زائد، از‬ آگاهی اوليه آغاز می شود ، در آگاهی جريان می يابد ، با ملامت‬ بر گذشته به اوج هيجانی و شدت درك وخامت موضوع می رسد و‬ با سكوت ذهن به بهترين و متعادل ترين وضعيت عملكرديش نائل‬ می گردد.‬‬‬
‫با توجه به اينكه خطاهای متعددی در سوگيريها و قضاوتهای سر‬ انگشتی و دسترسی پذيری سريع برای ذهن وجود دارد، از اعتماد‬ زياد به اندوخته های ذهنی فاصله بگيريم و بر خالق توكل كنيم.‬
‫دانش كم عجين شده با هيجانات درونی كه بيشتر پس از گريه ها‬ بوقوع می پيوندد، انگيزه های بيشتری نسبت به حالتی كه صرفا به‬ دانش اكتفا شود، خلق می كنند.‬
‫هر چقدر نگاه انسان به هستی از مرتبه ای بالاتر باشد به همان‬ اندازه ادراكاتش گسترده و عميق تر خواهند بود. اطلاعات شناختی‬ ذهن در واقع هسته مركزی سيستم عامل ذهن را تشكيل می‬ دهند. و چنانچه كدی برای آن سيستم عامل از بخشی از هستی‬ تعريف نشده باشد، پردازشها بدون در نظر گرفتن آن منظر خاص،‬ صورت خواهد گرفت. وچنانچه فرض بر آن باشد كه پردازشهای‬ ذهن كامل و صحيح نيز بوده است، اشكال وارده بر آن اين است كه‬ هيچ توجهی به آن منظر خاص نداشته است، كه خود همين بی‬ توجهی نقص سيستم عامل را نمايان می كند. برای درك بهتر‬ موضوع مثالی را طرح ريزی می كنيم.‬
‫فرض بگيريم دو سيستم عامل برای ذهن تهيه شده است با‬ نامهای قرآن و مكتب بوداييسم. هر دوی اين سيستم عاملها پس از‬ نصب كامل و صحيح در ذهن خروجی های فوق العاده ای خواهند‬ داشت. فرض می گيريم كه تنها تفاوت اين دو سيستم عامل در نرم‬
‫افزار “قيامت” باشد. كه بر روی سيستم عامل قرآن قرار گرفته ولی‬ سيستم عامل مكتب بوديسم، به هر دليلی، مجهز به آن نشده‬ است. شايد در طول استفاده از سيستم عامل قرآن، نيازی هم به‬ رجوع به نرم افزار “قيامت” مطرح نشود، ولی چنانچه در مقطعی‬ اين نياز حس شود ولی نرم افزار مربوطه وجود نداشته باشد، چه‬ اتفاقی می افتد؟ ضمن نديدن بخش اعظمی از جهان هستی،‬ متوجه می شويم كه اين سيستم عامل نيز نقصهايی را دارد. شايد‬ به سادگی نتوان در آن مقطع سيستم عامل ديگری را جايگزين‬ كرد. و چنانچه بخواهيم از هر دو سيستم عامل بطور موازی بهره‬ ببريم، خطاهای آن نسبت به پردازشهای صحيحش بيشتر خواهد‬ بود.‬
‫اعتقاد مولانا در جايگزينی سيستم عامل جديد در ذهن، اينست‬ كه سيستم عامل قبلی بايد به كل از ذهن برداشته شود تا امكان‬ نصب سيستم عامل جديد مهيا شود.‬
‫از نظر مولانا بهترين سيستم عاملها را می توان در بازار پيامبران‬ يافت. و جالب اين كه سيستم عامل همه پيامبران يك شكل است.‬

برای درك لايه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با گام نهم : بازخوانی ابيات داستان‬‬ در گفتار یازدهم پيش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

2 comments

  1. هادی بیگدلی

    سلام و خدا قوت به شما
    خداوند این عنایت را به این بنده حقیر مبذول داشته است تا بتوانم هم گام با این حرکت قشنگ شما مطالب کتاب روانکاوی پیر بلخ را بازخوانی کنم.
    پیروز و موفق و پاینده باشید

    • سلام و سپاس از محبت شما
      لطف خدا شامل حال بنده شده تا دوست بزرگواری چون شما با نظر لطف مطالب پست شده در سایت را بازدید و مورد محبت دهند , از اینکه بزرگوارانه برای سایت و مطالب آن وقت می گذارید سپاسگزارم , امید به اینکه پیشنهادات سازنده خود را چراغ راهی برای پیشبرد این سایت نو بنیاد قرار دهید .
      انشاالله که حال و هوای زندگيتان هميشه بهاری و پر از عطر شکوفه های شادی و موفقيت باشد .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*