Home / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار نهم : ‫گريه‬

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار نهم : ‫گريه‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 ‫گريه‬
‫مولانا به كرات در مثنوی معنوی بر اهميت گريه و تغيير احوالات درونی‬ پس از گريه و زاری پرداخته است. بطوريكه از نظر مولانا ، انسان بايد بيشتر‬ گريان باشد تا خندان، زيرا كه فراق از يار اجازه شادی كردن را نمی دهد.‬
‫البته آن غم خوری مولانا در دوری از يار، عين خوشی و سرزندگی است.‬

بهـــر گريـــه آمـــد آدم بـــر زمـــين‬

‫تــا بــود گريــان و نــالان و حــزين‬

‫در دو حالت است كه انسان به گريه و اشك ريختن پناه می برد. اول در‬ سختيها ، مشكلات و گرفتاريهای مادی، بطوريكه انسان در می يابد كه از‬ عوامل مادی كاری بر نمی آيد. دوم هنگامی كه عشقی در جان انسان جاری‬ گردد. در اين حالت نيز انسان رقيق والقلب می شود و با كوچكترين تلنگری‬ گريه می كند. حالت دوم بندرت رخ می دهد و بيشتر گريه های انسانها در‬ سختيها و ناگواريها و سوگها پديدار می شود.‬
‫از قضاوتهای ساده‬ انگارانه دست برداريم و با غور كردن در مثنوی معنوی حضرت مولانا، بر‬
‫اهميت گريه و بدنبال آن جلای روح و روان و پاك سازی ذهن از آلودگيها ،‬ با تمام وجود پی ببريم. بر اين موضوع نيز آگاه باشيم كه آن مقطع هايی از‬ زندگيمان كه به ظاهر شكست خورده ايم و اشكمان لب مشكمان قرار‬ گرفته ، با ازرش ترين و مغتنم ترين دوران حيات ماست. گريه مصنوعی كه‬ از درون نجوشد و زوركی باشد هيچ تاثيری نخواهد داشت.‬

گام هفتم: ورود به لايه سوم مثنوی(روانشناختی و روانكاوی)

در اين لايه ، مطابق تقسيم بندی روانشناسان بيشتر بر جنبه های‬ شناختی و اداركی فرايندهای ذهنی و روانی نوع انسان در روند تغيير و‬ تحول فعل و انفعالات ذهن در گذر از جهل به آگاهی می پردازيم. و تشريح‬ خواهيم داد كه بعد از آگاه شدن، وارد چه مرحله و مرتبه ای از وجودمان‬ می شويم.‬
‫اكثر مواقع اين عوامل مادی هستند كه مسبب تغيير تفكر و نگرش‬ انسانها می شوند. در داستان پير چنگي فقر و بی پولی است كه عامل ديگر‬ انديشی ذهن می شود. همين نگاه تازه، يا انديشه متفاوت از انديشه های‬ روز مرگی، ذهن را هدايت می كند به سوی تهی شدن از انديشه های زائد‬ حاكم بر خودش (سمبل گورستان). ابزار ذهن در اين حركت جديد چيزی‬ نيست بجز همان دانشهای اندوخته شده قبلی اش (سمبل چنگ). درست‬
‫است كه ذهن بر فهم جديدی دست يافته است ولی در پردازشهايش باز هم‬ مواجه با همان درون دادهای قبلی خودش است، با اين تفاوت كه آگاهی‬ سعی مي كند به نحوه ديگری از همان دانسته های حافظه بهره ببرد.‬
‫كنترل موقتی ذهن بر افكارش از يك سو، و فشار واقعی مشكل عارض شده‬ بر ارگانيسم يا بهتر بگوييم بر “ذهن”، از سوی ديگر، عاملی می شوند تا‬ هيجانات انسان نيز در روند طبيعی زيست شناختی بدن، قليان كرده و‬ منجر به جاری شدن اشك گردد، كه همين گريه و زاری، مجددا بر ادراكات‬ شناختی ذهن تاثير می گذارد و درك وخامت موضوع را شفاف تر و واقعی‬ تر می كند و در نتيجه منجر به تشديد آن حالت درونی متفاوت از قبل می‬ شود. در نهايت فشارهای گرفتاريها – كه بصورت آگاهی برای ذهن مطرح‬ هستند – و فشار هيجانات درونی، اورگانيسم را در حالت بی هوشی يا‬ حالتی شبيه به حالت خواب فرو می برد كه از اين لحظه به بعد ادراكات‬ ذهنی و پردازش اطلاعات در فضای ديگری متفاوت از فضای قبلی جريان‬ پيدا ميكند. يا اينكه بخش اعظمی از افكار سرگردان ذهن به حالت غير‬ فعال در می آيند.‬
‫از اين مرحله به بعد است كه عقل كلی نگر، يا عقل مفيد، يا پيامبر وجود‬ انسان نيز وارد عمل می شود و بر فعل و انفعلات ذهن تاثير می گذارد.‬ وقتيكه در لايه سوم مثنوی وارد می شويم بايد بر اين نكته توجه داشته‬ باشيم كه تمام شخصيتهای داستان در واقع ُبعدی از ابعاد ذهن يا وجود‬ روانی نوع انسان است.‬
‫از بيانات مولانا چنين برداشت می شود كه گويا به جريان افتادن عقل‬ مفيد و بدست گرفتن حاكميت ذهن ، ارتباطی خاص با آن نيروی مركزی‬ عالم هستی را دارد. درست است كه عقل مفيد كلی نگر است و آگاه بر خود‬ فريبی های ذهن ، ولی آن عقل نيز بر مراتب بالاتر روحی و روانی ، حداقل‬ در ابتدای فعاليتش ، چندان آگاه نيست. چنانچه از داستان در می يابيم كه‬ عقل مفيد(سمبل عمر) ، ضمن آگاهی بر حالت و كيفيت منحصر به فرد‬ خواب، نمی تواند دريابد كه تحولات و تغييرات و عنايات حق تعالی قرار‬ است در ذهن و وجودی رخ دهد كه انباشته شده از يك مشت وروديهای‬ غلط و اشتباه، از اين رو در جستجوی بنده خاص خدا ، درنمی يابد كه آن‬ نعمت و رحمت الهی در واقع همين به حركت افتادن عقل مفيد است، تا‬ اينكه رفته رفته خود را می فهمد و سعی می كند سوار بر روند تحولات‬
‫گردد و حركت ذهن را تحت كنترل خود بگيرد و از انحراف تفكرات جديد‬ جلوگيری كند.‬
‫بايد بر اين نكته توجه داشت كه حتی پس از تغيير نگرش، آنهم از نوع‬ واقعی اش ، باز هم كج روی می تواند رخ دهد، پس بايد بر روند پردازشهای‬ ذهن (انديشه های جديد)، بيشتر از قبل آگاه و هوشيار بود و اجازه نداد هر‬ انديشه ای به ورطه عمل درآيد. در اين وضعيت روحی و روانی ، كه در واقع‬ شروع يك تغيير و تحول عظيم ذهنی و روانی است، بهترين كار صبوری و‬ پرهيز است.‬
‫در واقع تغيير و تحولات درونی در نهايت منجر به خلق انديشه های تازه‬ می شوند و همين انديشه های جديد هستند كه تاثير در خروجی‬ اورگانيسم می گذارند. ولی نبايد تعجيل كرد و به ذهن فرصت داد تا مسائل‬ را دقيقا تجزيه و تحليل كند و در نهايت با عزمی قوی و خلل ناپذير ،‬ گامهايش را محكم تر بردارد.‬
‫عقل مفيد يا پيامبر درون، متوجه تغيير و تحول می شود و خود را آماده‬ می كند برای بيرون راندن فكرهای اشتباه ذهن. برای اين منظور سعی می‬ كند عقل جزوی را بر خطاهايش آگاه كند. در واقع دو شق نيكی و زشتی يا‬ سفيدی و سياهی مقابل هم قرار می گيرند. همينكه عقل جزوی اندكی‬ متمايل به نيكيها يا مثبت انديشيها می شود ، عقل مفيد از موقعيت‬ استفاده كرده و تلاش می كند از زير پرده های جهل و بی خبری و غفلت‬ خود را بيرون بكشد.‬
‫با پايان يافتن خواب ، كه در واقع حالت تهی بودن ذهن و اتصال به عالم‬ ديگر را تداعی می كند ، عقل جزوی دوباره كارش را آغاز می كند. در قدم‬ اول از ادراكات جديدش كه همان به حركت درآمدن عقل مفيد است به‬ شدت تعجب می كند و نمی تواند اين تغيير درونی را به روشنی در يابد. و‬ از طرفی پس از آنكه عقل كلی نگر ذهن ، به او می فهماند كه دل‬
‫شكستگی اش عاملی شده برای توجه حق تعالی به او ، ناگهان جهشی می‬ كند و مجددا شروع به گريه و زاری می كند. اين گريه و زاری انسان،‬ آميخته ای از شوق و حسرت است. شوق بخاطر اينكه بطور فطری و درونی‬ به عينه دريافته است كه كسی به او توجه كرده و او را جزو مقربان خود‬ قلمداد كرده است، و حسرت هم بخاطر اينكه چرا تا به حال از چنين چيز‬ باارزشی غافل بوده است.‬
‫علت اينكه انسانها اين چنين غافلانه می توانند در كنار پادشاهی جليل‬ قدر با آن همه لطف و رحمت و بخشندگی به راحتی زندگي كنند و از هم‬ گسسته نشوند، بخاطر جهل انسانهاست. درست است كه جهل مهمترين‬ عامل سرگردانی و دربدری انسانهاست، ولی از سوی ديگر همين جهل اصلی‬ ترين عامل حفظ بقای انسانهاست. چنانچه اگر پرده ها كنار رود و انسان‬ بتواند ذره ای از لطف و غضب خالق را بصورت درونی درك كند، ويرانگری
‫ذهن و وجودش را در پی خواهد داشت. از اين روست كه انسان بايد گام به‬ گام پيش رود و مراتب آگاهی را يكی پس از ديگری سپری كند.‬
‫مولانا برای القاء عدم درك عظمت خالق و به طبع آن آسوده بودن در‬ كنار بزرگی همچون او می فرمايد :‬

ســـالها گويـــد خـــدا، آن نـــان خـــواه‬

گـــر بـــه دل درتـــافتی گفـــت لـــبش‬

‫همچو خـر مصـحف كشـد از بهـر كـاه‬

ذره ذره گشــــته بــــودی قــــالبش‬

و در تكميل سخنش داستان مرد روستايی را بيان می كند كه برای تيمار‬ گاوش در دل شب تاريك به آخر می رود و شيری را نوازش ميكند كه‬ گاوش را خورده و بر جايش خوابيده بود.‬

روســــتايی گــــاو در آخــــر ببســــت‬

شير گاوش خورد و بر جـايش نشسـت‬

روســتايی شــد در آخر ســوی گــاو‬

گـاو را مـی جسـت شـب، آن كنجكـاو‬

دســت مــی ماليــد بــر اعضــای شــير‬

پشــت و پهلــو ، گــاه بــالا گــاه زيــر‬

گفــت شــير؛ ار روشــنی افــزون شــدی‬

زهـره اش بدريـدی و دل خـون شـدی‬

ايــن چنــين گســتاخ زآن مــی خــاردم‬

كـاو در ايـن شـب، گـاو مـی پنـداردم‬

حق همی گويـد كـه ای مغـرور كـور‬

نــه ز نــامم پــاره پــاره گشــت طــور‬

از مـــن ار كـــوه احـــد واقـــف بـــودی‬

پاره گشـتی و دلـش پـر خـون شـدی‬
‫در واقع انسان هم، در عدم درك خداوند و هم در صورت درك و فهم او با‬ آشفتگی و ناهمگونی وجوديش دست به گريبان است. دوری از خداوند به‬ منزله فاصله گرفتن از حقيقت است، كه خود سرچشمه تمام كج فهمی ها و‬ غلط انديشه های اوست، و از آن سو ادراك فطری و درونی ذات حضرت‬ حق خود عامل ويرانگری از نوع ديگر است.‬
‫چنانچه فعل و انفعلات ذهن در راستای بينا شدن با رهبری عقل مفيد،‬ تن به ويرانی زند ، آبادانيش تضمين است. بالاخره چاره ای نيست و اين راه‬ را بايد رفت و اميدوار بود. بنظر بنده با درك وخامت حاكميت نفس بر‬ وجودمان، حتی اگر نتوانيم از ويرانی به آبادانی درآئيم باز هم چيزی را از‬ دست نداده ايم.‬
‫پس از دريافتهای مستقيم و عينی ذهن نسبت به برقراری ارتباط تازه ای‬ با آن مركزيت عالم هستی، نگرش به ابزارهای مادی پيرامون خويش بطور‬ عجيبی تغيير می كند. و انسان ناخودآگاه با انرژی هيجانی درونيش سعی‬ در طرد ابزارهای مادی می كند كه در اين داستان ، چنگ نماد و سمبل‬ امكانات مادی و تعلقات ذهنی است. در اين مرحله نيز چنانچه هدايتهای‬ عقل مفيد نباشد، نفرت شديد حاصله از آگاهيها، نسبت به تمام عوامل‬
‫غفلت آور – كه شامل تمام چيزهای مادی می شود – منجر به عزلت يا‬ كناره گيری افراطی می شود.‬
‫انسان بايد در تمام اين تغيير و تحولات درونيش بر اين موضوع آگاه باشد‬ كه مشكل دارائيها نيستند، بلكه مشكل انديشيدن به آن دارائيهاست. و برای‬ رسيدن به هدف اصلی، حتما لزومی ندارد كه بر مال و اموالش حراج بزند.‬
‫اگر چه از خود دور كردن تعلقات مادی می تواند در فكر نكردن به آنها‬ نقش بسزايی داشته باشد ولی عقل و منطق حكم می كند برای حفظ بقاء،‬ تنها در صدد تغيير نگرش باشيم نه چيز ديگر. بنظر بنده خود مولانا نيز می‬ توانسته با شدت كمتری از دانش به بينش و سپس به يقين دست يابد.‬
‫تا زمانيكه انسان آگاه نيست جاهلانه روزهای خوب فرصت ميمانی اش را‬ باری به هر جهت پيش می برد و روز به روز بر بار سنگين خودفريبی اش‬ افزورده می شود. وقتيكه بر ندانم كاريهايش آگاه می شود شروع می كند به‬ غصه خوردن بر گذشته از دست رفته اش كه خود همين ملامت كردن،‬ مشكل تازه ای برايش بوجود می آورد.‬
‫ملامت گذشته پس از كسب آگاهيهای جديد و ناب ، يكی از مهمترين‬ عوامل فريب ذهن، حتی در سطوح بالای آگاهی است. كه اگر نتوانيم برای‬ آن، راه چاره ای پيدا كنيم دوباره ذهن به حالت خود مشغولی و تخدير‬ خويش با غوطه خوردن در لابلای انديشه هايش ، باز خواهد گشت.‬
‫اينجاست كه تلاشها بيشتر می شوند و آن آگاهيهايی می تواند مفيد باشد‬ كه به طرز صحيحی رمز گردانی شده اند. فشار ملامت آنقدر زياد می شود‬ كه ذهن فرصت نمی كند تا اطلاعات خنثی كننده ملامت را پردازش كند.‬
‫اين حالت معمولا در معتادانی كه قصد ترك را دارند حادث می شود و‬ تعداد كمی می توانند از مرحله ملامت گذر كنند. چنانچه معتادی پس از‬ آگاهی بر گذشته نابهنجارش – كه همين كسب آگاهی نيز خود پروسه‬ طولانی و رنج آوری را طی كرده است – بتواند بر ذهنش كنترل داشته باشد‬ و افكاری از جنس ملامت را در ذهنش خلق نكند مطمئنا وارد زندگی تازه‬
‫ای خواهد شد.‬
‫قوی ترين صلاح مقابله با انديشه های ملامت آلود ذهن ، اندوخته های‬ شناختی ذهن است. در اين مرحله بمباران اطلاعاتی ذهن با دانشهای نابی‬ همانند مثنوی معنوی حضرت مولانا بايد به اوج خود برسد.‬
‫انسان تا زماني كه غرق خوشی است با افكار آرزو مندانه اش در آينده‬ خيالی، خود را مشغول می كند. و همينكه به موضوعی واقف می شود كه‬ در گذشته می توانسته داشته باشد و يا انجام بدهد كه نداده، شروع می كند‬ به افسوس خوردن. انسان بايد تكليفش را با افكارش يكسره كند. آخر تا كی‬ بايد در آينده نقشه بكشيم و بر گذشته افسوس بخوريم؟ چنانچه افكار‬ ماضی و مستقبل را از ذهنمان دور كنيم يك نی بدون گره خواهيم شد و‬
‫آن حد اعلای كمال انسان است. در آن حالت است كه انسان با اتصال به‬ حقيقت سخنانی را بر زبان می آورد كه از اعتبار بالايی برخوردار است و‬ تمام آن گفته ها حق هستند.‬
‫تمام آن چيزی كه لازم است تا انسان بتواند يك زندگی متعالی را در‬ پيش بگيرد در وجودش نهاد شده است. چنانچه اگر نخواهيم بگوئيم كه از‬ كودكی دانشها در وجود انسان نهاده شده است ، لااقل در دوران جوانی و‬ ميانسالی به كسب آن الزمات لازم برای يك زندگی نرمال رو به ترقی، نايل‬ گشته است. در اين مرحله بايد بر باز كردن بندهايی كه به دست و پای‬ انسان بسته شده است ، توجه بيشتری داشت، به بيانی ديگر سعی كنيم‬ ذهن را خالی از انديشه كنيم نه اينكه بار بيشتری بر آن بيفزاييم.‬
‫چرا مولانا ما را تشويق می كند به فكر نكردن و بدست گرفتن كنترل‬ ذهن؟ چه سودی در احتما از انديشه وجود دارد كه مولانا اين چنين بر آن‬ تاكيد دارد؟‬

احتما(پرهيز) كـن، احتمـا ز انديشـه هـا‬

احتمـــا بـــر دواهـــا ســـرور اســـت‬

‫احتمــــا اصــــل دوا آمــــد يقــــين‬

‫فكــر شــير و گــور و دلهــا بيشــه هــا‬

زان كــه خاريــدن فزونــی گــر اســت‬

احتمــا كــن قــوت جــان را ببــين‬

‫بيدار شدن جان بی گريه و بی خنده از درون چه حالت و كيفيتی را‬ بوجود می آورد؟ حيرانی كه نوعی هوشياری است، ذهن را در چه حالتی و‬ كيفيتی قرار می دهد؟‬
‫فكر محصول يك فرايند ذهنی است. و در هر فرايندی تبديل انرژی و‬ تبديل ماده را خواهيم داشت. ذهن نمی تواند انرژی قبل از فكر را دريابد،‬ ولی به طريق استدلال عقلی و منطقی اش در می يابد كه حتما چيزی بايد‬ وجود داشته باشد تا به فكر تبديل شود. آن چيز ، چه چيز می تواند باشد و‬ در كدام قسمت بدن تعبيه شده است؟ ماهيت آن انرژی قبل از فكر‬
‫چيست؟‬

برای درك لايه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با بقای انرژی از نظر فرويد‬ در گفتار دهم پيش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*