Home / Literature / سروده ای از نادر نادرپور : ناله ای در سکوت‬

سروده ای از نادر نادرپور : ناله ای در سکوت‬

Naderpoor2

 

ناله ای در سکوت‬
‫زین محبسی که زندگی اش خوانند‬
‫هرگز مرا توان رهایی نیست‬
‫دل بر امید مرگ چه می بندم‬
‫دیگر مرا ز مرگ ، جدایی نیست‬
‫مرگ است ، مرگ تیره ی جانسوز است‬
‫این زندگی که می گذرد آرام‬
‫این شام ها که می کشدم تا صبح‬
‫وین بام ها که می کشدم تا شام‬
‫مرگ است ، مرگ تیره ی جانسوز است‬
‫این لحظه های مستی و هشیاری‬
‫این شامھا که می گذرد در خواب‬
‫و آن روزها که رفت به بیداری‬
‫تا چند ، ای امید عبث ، تا چند‬
‫دل برگذشت روز و شبان بستن ؟‬
‫با این دو دزد حیله گر هستی‬
‫پیمان مھر بستن و بگسستن ؟‬
‫تا کی براید از دل تاریکی‬
‫چشمان روشنی زده ی خورشید ؟‬
‫تا کی به بزم شامگھان خندد‬
‫این ماه ، جام گمشده ی جمشید ؟‬
‫دندان کینه جوی خدایانست‬
‫چشمان وحشیانه ی اخترها‬
‫خندد چو دست مرگ فروپیچد‬
‫طومار عمر بھمن و آذرها‬
‫دانم شبی به گردن من لغزد‬
‫این دست کینه پرور خون آشام‬
‫دانم شبی به غارت من خیزد‬
‫آن دیدگان وحشی بی آرام‬
‫تا کی درون محبس تنھایی‬
‫عمری به انتظار فرو مانم‬
‫تا کی از آنچه هست سخن گویم ؟‬
‫تا کی از آنچه نیست سخن رانم ؟‬
‫جانم ز تاب آتش غم ها سوخت‬
‫ای سینه ی گداخته ، فریادی‬
‫ای ناله های وحشی مرگ آلود‬
‫آخر فرا رسید به امدادی‬
‫سوز تب است و واهمه ی بیمار‬
‫مرگ است و راه گمشدگان درپیش‬
‫اشک شب است و آه سحرگاهان‬
‫وین لحظه های تیرگی و تشویش‬
‫در حیرتم که چیست سرانجامم‬
‫زیرا از آنچه هست ، حذر دارم‬
‫زین مرگ جاودانه گریزانم‬
‫در دل ، امید مرگ دگر دارم‬
‫اینک تو ، ای امید عبث ! بازای‬
‫وینک تو ، ای سکوت گران ! بگریز‬
‫ای ماه آرزو که فرو خفتی‬
‫بار دگر ، کرشمه کنان برخیز‬
‫جانم به لب رسید و تنم فرسود‬
‫ای آسمان ! دریچه ی شب وکن‬
‫ای چشم سرنوشت ، هویدا شو‬
‫او را که در منست هویدا کن‬

نادر نادرپور

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*