Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫وقتی دل سودايی می رفت به بستان ها‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫وقتی دل سودايی می رفت به بستان ها‬

sadi

 

‫وقتی دل سودايی می رفت به بستان ها‬

‫بی خويشتنم کردی بوی گل و ريحان ها‬

گه نعره زدی بلبل گه جامه دريدی گل‬

‫با ياد تو افتادم از ياد برفت آنها‬

ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لب ها‬ ‫

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان ها‬

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم‬ ‫

بعد از تو روا باشد نقض همه پيمان ها‬

تا خار غم عشقت آويخته در دامن‬

‫کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها‬

آن را که چنين دردی از پای دراندازد‬ ‫

بايد که فروشويد دست از همه درمان ها‬

گر در طلب رنجی ما را برسد شايد‬ ‫

چون عشق حرم باشد سهلست بيابان ها‬

هر تير که در کيشست گر بر دل ريش آيد‬ ‫

ما نيز يکی باشيم از جمله قربان ها‬

هر کو نظری دارد با يار کمان ابرو‬

‫بايد که سپر باشد پيش همه پيکان ها‬

گويند مگو سعدی چندين سخن از عشقش‬

می گويم و بعد از من گويند به دوران‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*