Home / Irony / چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 3

چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 3

Omran Salehi

 

بزرگداشت‬

‫پس از درگذشت استاد فرات، روزنامه توفيق مراسم بزرگداشت او را در سالن اميرکبير‬

‫مدرسه دارالفنون برگزار کرد. در این مراسم از نگارنده این سطور خواستند پشت‬

‫تریبون بياید و چند کلمه ای درباره آن شادروان سخنرانی کند. نگارنده پشت تریبون‬

‫رفت و گفت: استاد از بزرگترین مشوقان من درشعر بودند.‬

‫حسين توفيق که در ردیف جلو نشسته بود، با صدای بلند گفت: برای همين است که‬

‫هيچی نشده ای!‬

شعر خوانی‬

‫در یكی از انجمنهای ادبی از شاعری دعوت کردند که شعری بخواند. شاعر، پشت‬

‫تریبون قرار گرفت و شروع کرد به ورق زدن دفتر شعرش. این کار، چند دقيقه به طول‬

‫انجاميد. دبير انجمن که حوصله اش سر رفته بود، گفت: آقا، لفتش ندهيد، زودتر‬

‫شعرتان را بخوانيد…‬

‫شاعر، بادی به غبغب انداخت و گفت: میخواهم چيزی بخوانم که تا حالا نخوانده ام.‬

‫استاد فرات بلافاصله گفت: نماز بخوان!‬

زبان‬

‫این لطيفه را از ولی الله درودیان شنيدم: یك نفر برای استخدام به اداره ای میرود.‬

‫مسوول استخدام میپرسد: شما زبان فرانسوی میدانيد؟‬

‫داوطلب میگوید: آن را هم یك کاریش میکنيم!‬

اصغر ترقه و…‬

‫هنرپيشه ای – نامش را فراموش کردهام، به نظرم سمسارزاده باشد- نقش یك آدم‬

‫عصبانی را در سریالها ایفا میکرد و با نام “اصغرترقه” معروف شده بود.‬

‫اصغر واقدی، شاعر خوب معاصر که حالا مقيم آمریكاست کتاب شعری درآورده بود به‬

‫اسم “جرقه”. بروبچه های شاعر اسم واقدی را گذاشته بودند “اصغرجرقه”!‬

وسواس‬

‫نادر نادرپور، بسيار انسان آراسته و پيراسته ای بود و بعد از هر کاری حتی دست دادن‬

‫با افراد، دستش را با صابون میشست.‬

‫یك روز شادروان محمد مالمير با او دست داد و گفت: استاد میبخشيد که شما را‬

‫توی زحمت انداختم!‬

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*