Home / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار هفتم : خواندن صحيح و روان ابيات استخراج شده

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار هفتم : خواندن صحيح و روان ابيات استخراج شده

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 ‫گام سوم: خواندن صحيح و روان ابيات استخراج شده‬
‫در اين مرحله سعي مي كنيم ابيات استخراخ شدة داستان را روخواني‬ كنيم، و بيشتر تلاشمان را بر درست و صحيح خواندن كلمه ها و جمله هاي‬ داستان معطوف مي كنيم. بطوريكه بتوانيم با در نظر داشتن كليات گام اول‬ ، در حين خواندن بر روند داستان نيز آگاه باشيم و با داستان پيش برويم. با‬ توجه به اينكه اكثر نوجوانان و جوانان فهيم، با شعر ، آنهم اشعاري كه‬ بيشتر مايه اي از فلسفه و عرفان را يدك مي كشند ، قرابت زيادي ندارند،‬
‫پيشنهاد مي شود بار اول روخواني ، عزم را بر صحيح خواندن استوار نمايند‬ و چنانچه رشتة داستان هم از دستشان خارج شد اشكالي ندارد.‬
‫اين مرحله آنقدر بايد تكرار شود كه براحتي بتوانيم ابيات را روان و گويا‬ روخواني كنيم. حالت روخواني بايد به گونه اي باشد كه، گويا داستان را‬ براي ديگري مي خوانيم. هدفمان بايد معطوف بر القاء پيام اصلي داستان به‬ شنونده باشد. در اين تمرين، رفته رفته خود را در جايگاه نويسنده(شخص‬ مولانا) قرار مي دهيم و سعي بر انتقال درست مفاهيم بر مي آئيم. (صحيح‬ خواندن هر مطلبي با صداي نسبتا بلند در ادارك آن مطلب ، بسيار مفيد‬
‫است. لازم به يادآوري است كه ثبت اطلاعات در حافظة كوتاه مدت يا فعال،‬ عمدتا از طريق شنيداري صورت مي گيرد)‬
گام چهارم: تبديل داستان از شعر به نثر‬
‫در اين مرحله سعي مي كنيم داستان را از شعر به نثر تبديل كنيم. براي‬ اين كار حتما لزومي ندارد كه ما نويسنده باشيم. بلكه سعي مي كنيم‬ افكارمان را هر طوري كه هستند بر روي كاغذ بياوريم. اين تمرين به ما‬ كمك مي كند تا ضمن درك مفهوم بيشتري از مطلب ، بتوانيم افكار‬ پراكنده خود را سروسام نيز بدهيم. فرق نويسندگان با افراد عادي در اين‬
‫است كه ضمن داشتن علم نگارش و گسترة بيشتر اطلاعاتشان ، به يك‬ قالب سازمان دهنده در ذهنشان نيز دست يافته اند كه در چارچوب آن‬ قالب نظام دهندة ذهني ، مي توانند از پراكندگي افكارشان ممانعت بعمل‬ آورند. سعي نكنيد ابتدا به يك جمع بندي ذهني برسيد و سپس آن را بر‬ روي كاغذ بياوريد ، بلكه ابتدا – البته با توجه به سپري كردن گامهاي قبل‬ – هر آنچه كه در ذهنتان بعنوان فكر متجلي مي شود را بر روي كاغذ‬
‫بياوريد و چنانچه در نوشتن آنها ، مطلب ديگري نيز در ذهن شكوفا شد آن‬ را بطور رمزي و كوتاه در گوشه اي سريع ياداشت كنيد و بكار خود ادامه‬ دهيد. پس از اتمام آن مطلب مي توانيد آن موضوعات را سازماندهي نماييد.‬ (باز هم تاكيد مي كنم كه به نثر بنده اكتفا نكنيد و سعي كنيد خودتان به‬ طور مستقيم مثنوي را بفهميد و دريابيد)
‫اين گام ها ما را آماده مي كند براي خلق سوال در ذهن. ذهني كه سوالي‬ برايش مطرح نباشد به پاسخي هم نخواهد رسيد. جالب است كه بدانيد از‬ نظر روانشناسي، خود شكوفايي در مراحل رشدي انسان، با طرح سوال و‬ مسئله شكل مي گيرد.‬
و اما داستان….‬
‫در عهد حكمراني عمر ، مطربي بود پر آوازه و خوش صدا ، بطوريكه‬ هميشه بزم و مجلس او پر رونق بود و با صفا. تا اينكه گردش روزگار پيري‬ و فرسودگي را بر وجود او نيز جاري ساخت و بازارش از رونق افتاد. چون كه‬ از چشم مردمان افتاد و درماندگي و بي پولي گريبان گيرش شد ، فرصتي‬ مهيا شد تا يادي كند از خداي خويش ، پس رو به خدا كرد و گفت : نيست‬
‫كسب امروز خدايا ، مهمان تو مي شوم و براي تو چنگ مي زنم.‬
‫با حالتي سراسيمه و مشتاق چنگ را برداشت و شد الله جو ، سوي‬ گورستان يثرب آه گو. رفت در آن گورستان نشست و شروع كرد به چنگ‬ زدن ، اما نه براي مردم ، بلكه براي دل خودش. آنقدر چنگ زد و آنقدر‬ گريه كرد كه از حال رفت. احساس سبكي و آرامش وصف ناپذيري در‬ وجودش جريان يافت. چنگ را بالين كرد و بر گوري فتاد و خوابش برد. در‬ همين حين ، خداوند نيز بر عمر خوابي گماشت ، بطوريكه كه نمي توانست‬ مانع از به خواب رفتنش بشود. عمر كه مردي آگاه بود متوجه شد كه اين‬ حالت دروني اش معمول نيست و حتما حكمتي در كار است. خوابش برد و‬ در خواب ندا آمد كه : برو به گورستان و در جهت رفع حاجت بنده خوب ما‬ ، از بيت المال چند ديناري به او بده.‬
‫عمر از آن هيبت درك و آگاهي از خواب جست و روانة گورستان شد تا‬ بندة خاص خدا را پيدا كند. هر چه گشت غير آن پير چنگي كسي را نديد.‬
‫با تعجب به خود گفت : اين مطرب كجا و بندة خاص خدا بودن كجا؟ باز‬ هم گرد گورستان دويد و دويد تا اينكه يقين گشتش كه غير آن پير آنجا‬ كسي نيست. آمد و با صد ادب آنجا نشست ، بر عمر عطسه فتاد و پير‬ جست. مطرب هراسان و متعجب ، كه خدايا اين ديگر چه بدبختي بود كه‬ بر من عارض شد. همچنانكه مطرب به خود مي لرزيد ، عمر بدو گفت :‬
‫مترس از من مرم ، كه تو را بشارتها از حق آورده ام. حق تعالي آنقدر از تو‬ تعريف كرد كه مرا عاشق روي تو كرد. بيا و اين هديه اندك را بگير و خرج‬ كن ، چون تمام شد ، دوباره اينجا بيا.‬
‫پير چنگي چون قضايا را فهميد ، لرزان گشت و دوباره شروع كرد به‬ شيون و زاري ، تا آنجا كه چنگش را با شدت بر زمين كوبيد و گفت : لعنت‬ بر تو كه در اين فرصت ميهماني با شكوه حجاب من بودي از خداي خوبم ،‬ يار مهربانم ، ياور دانايم ، بيناي باوفايم ، شنواي با اعطايم ، بخشندة‬ باصفايم ،وووو…‬
‫پير چنگي چون با تمام وجودش متوجه شد كه در اين فرصت ميهماني‬ از چه چيز باارزشي بي بهره بوده است، بر گذشتة از دست رفته اش افسوس‬ خورد و به شدت ابراز پشيمان و ملامت كرد. عمر چون او را بدين حال ديد‬ ، گفت : اين گريه و زاري و افسوس خوردنت ، نشانة هوشياري توست ، راه‬ فاني و رهايي ، راه ديگري است. بايد بطور مطلق به گذشته و آيندة ذهني‬ ات آتش بزني و همة آن گره هاي ذهني ات را دور بريزي.‬
گام پنجم : طرح سوال‬
‫اين مرحله از لحاظ رويكرد شناختي و ادراكي از اهميت فوق العاد ه اي‬ برخوردار است. هر چقدر سوالاتي كه در ذهن طرح ريزي مي شوند عميق و‬ دقيق و جامع باشند به همان نسبت روند حركت ذهن يا انديشيدن ،‬ منسجم تر صورت مي پذيرد و اهداف از وضوحيت خوبي برخوردار خواهند‬ بود.‬
چرا شخصيت اصلي داستان، مطرب انتخاب شده است؟ آيا مولانا‬ در اين انتخابش منظور خاصي داشته است يا اينكه براي جفت و‬ جور شدن داستان، مطرب را پيش كشيده است؟‬
چرا مطرب وقتي بي پول و درمانده مي شود به ياد خدا مي افتد؟‬
چرا مطرب به گورستان مي رود؟‬
چرا در گورستان چنگ مي زند؟‬
دليل گريه هاي مطرب در گورستان چه چيزي بود؟بي پولي، يا‬ درك گذر عمر.‬
چرا بعد از گريه ، حالت سبكي اي به پير دست داد؟‬
مولانا در اشاره به خواب رفتن چه چيزي را مي خواهد القاء كند؟‬
در عالم خواب انسان وارد چه فضايي مي شود؟‬
نقش عمر در داستان چيست؟ آيا عمر مي تواند يك بعدي از ابعاد‬ وجودي ذهن مطرب باشد؟‬
در گورستان چه اتفاقي مي افتد كه مطرب بندة خاص خداوند مي‬
‫شود؟‬
شكسته شدن دل به چه معناست؟‬
منظور مولانا از به خواب رفتن عمر پس از به خواب رفتن مطرب و‬ بيدار شدنش پس از ادراكات دروني اش چيست؟‬
چرا عمر در مراجعه به گورستان باور نمي كند كه منظور خدا‬ همان مطرب است؟‬
چرا مطرب از ديدن عمر ترسيد؟‬
چرا مطرب وقتيكه متوجه شد عمر را خدا فرستاده شروع به گريه‬
‫كردن نمود؟‬
چرا مولانا بر گريه تاكيد بيش از حد دارد؟‬
با وجود اينكه آلت موسيقي براي يك هنرمند بعنوان يك همدم‬ تلقي مي شود پس چرا مطرب ، چنگش را بر زمين كوبيد؟‬
آيا چنگ در گذشته به مطرب خدمت كرده بود يا غفلت آور بوده‬ است؟‬
چرا پير چنگي به عمر از دست رفته اش غصه مي خورد؟‬
عمر چه چيزي به پير گفت كه از گريه و زاري دست كشيد؟‬
منظور مولانا از آتش زدن به گذشته و آيندة ذهني چيست؟‬
چرا گره براي ني مضر است؟‬
نگاه كلي به زندگي يك سوپر استار چه فايده اي مي تواند داشته‬ باشد؟‬
مگر زندگي خوب آن نيست كه انسان هم به ماديات دست يابد و‬ هم معروفيت كسب كند ، پس چرا پير در اواخر عمرش تازه متوجه‬ شد كه زندگي خوبي نداشته است؟‬
زماني كه پير با راهنمايي تمييز دهندة حق و باطل ، از ملامت‬ خويش دست كشيد ، در چه وضعيت روحي و رواني فرو رفت؟‬
جهل يعني چه؟ آگاه شدن يعني چه؟ ملامت كردن يعني‬ چه؟ملامت نكردن يعني چه؟‬
گام ششم: تجريه و تحليل داستان درلاية دوم‬
‫روانشناسي نوين رشد انسان را در چهار بعد كلي طبقه بندي كرده است.‬ رشد موفق رشدي است كه انسان بتواند در هر چهار بعد از ابعاد رشدي،‬ مراتب بالاتر همان رشد را اخذ نمايد و تنها به يك بعد اكتفا نكند. (كتاب‬ روانشناسي رشد از تولد تا مرگ ، ف فليپ رايس)‬
۱– رشد فيزيكي‬
۲– رشد هيجاني و عاطفي‬
۳– رشد شناختي‬
۴– رشد اجتماعي‬
‫معمولا انحراف يا حركت تك بعدي، پس از كسب آگاهيهاي تازه  الخصوص براي نوجوانان و جوانان ناپخته و كم تجربه – در يك بعد از ابعاد‬ رشد انسان نمايان مي شود، كه مي تواند خطرناك باشد. بمنظور جلوگيري‬ از اين انحرافات و كج رويها ، اين آگاهي را هميشه در ذهن داشته باشيم كه‬ يك رشد تمام و كمال رشدي است كه انسان هم به جسمش بپردازد ، هم‬ سعي بر تقويت كردن اعواطف و هيجانات مثبت درونيش را داشته باشد ،‬ هم از لحاظ ادراكي و معرفتي و آگاهي خود را غني كند و هم اينكه بتواند‬ جايگاه اجتماعي مناسبي را هم از لحاظ معيشتي و هم از لحاظ موقعيتي‬ براي خود دست و پا كند.‬
‫رشد متوسط ولي متوازن در هر چهار بعد فوق ، مفيدتر است از زماني كه‬ انسان در يك بعد ، رشد افراطي داشته باشد. راهكار قابل اطمينان در‬ مرحله هايي از زندگي كه آگاهي انرژي سرشاري را در فرد بوجود مي آورد‬ و بحرانهاي دورة رشد را الخصوص در نوجواني و ميانسالي شكل مي دهد،‬ اين است كه از منفك شدن از جامعه به جد پرهيز كنيم و سعي كنيم‬ ضمن بهره مندي مفيد از انگيزة دروني ، از انرژي هاي انباشته شدة‬ وجودمان در جهت رسيدن به ارزشهاي جاري در جامعه بهره ببريم. و از‬ تعجيل در رسيدن به اهداف بپرهيزيم و از زمان كمك بگيريم. شناختهايي‬ كه در طول زمان حاصل مي گردند از درجه اطمينان بيشتري در‬ عملكردهاي انسان برخوردارند.‬
‫مولانا به شدت اعتقاد به كل بيني دارد(نظرية روانشناسان گشتالتي) و‬ بيشتر آگاهيهايش به گونه اي ترسيم شده اند كه نگرش از كل به جزء را‬ سازماندهي مي كنند. مولانا با نام گذاري عقل كلي بر عملكرد ذهني كه از‬ كل به موضوعات نگاه مي كند ، آدمي را رهنمون مي كند به ديدي فراتر از‬ آن چيزي كه انسانها در زندگي روزمره شان بكار مي برند. و دائما هشدار‬ مي دهد كه سرچشمة تمام اعمال و رفتار انسان از آن نگرش نشئات مي‬ گيرد. چنانچه آن نگاه كلي ، به دليل انحرافات و اشتباهات حاكم بر ذهن ،‬ خود بر جزئي نگري معطوف گردد باز هم نتيجة مطلوب و غايت اصلي هدف‬ زندگي بدست نخواهد آمد. بطوريكه در انتهاي راه ، زماني متوجه كج‬ رويهايمان مي شويم كه كار از كار گذشته و فرصت از دست رفته است. در‬ همين راستاي كل بيني ، مولانا سعي مي كند در داستان پير چنگي ،‬ انتهاي عمر و حيات انساني به ظاهر موفق كه توانسته است به اكثر‬ سكوهاي ارزشي جاري در اجتماع دست يابد را مورد بررسي قرار دهد و‬ تصميم گيري را بر عهدة ناظر بيروني كنجكاو و جستجوگر بگذارد.‬ دانشهايي از اين دست، انسان را به فكر وا مي دارد تا چنانچه عزمي در‬ جهت همسو شدن با حركت هستي را در خود مي بيند به بيراهه نرود و از‬
‫همان مراحل اولية شكل گيري شخصيتش ، گامهايش را به گونه اي بردارد‬ كه ضمن دست يابي به اهدافش، از غايت نهايي فرصت ميهماني اش كه در‬ واقع سنكرون شدن با روند طبيعي حركت هستي است، غافل نباشد. به‬ بياني ساده تر اينگونه مي شود گفت كه تمام هدفها در تمام روزهاي زندگي‬ بايد مد نظر قرار گيرند. بطوريكه با دستيابي به اهداف زيرين ، بتوان در‬ جهت اهداف بالاتر گام برداشت.‬
‫هدف اصلي زندگي چيزي از جنس بي نهايت بايد باشد. و از همان ابتداي‬ راه ، بايد نگاهي به آن بي نهايت نيز داشته باشيم و برنامه ريزيها را به گونه‬ اي تدوين كنيم كه ضمن دست يابي به اهداف در لايه هاي آشكار جامعه ،‬ در جهت آن هدف اصلي نيز گام برداشته باشيم. يعني داشتن زندگي چند‬ لايه.‬
‫مولانا نيز همانند ساير مردم در ميان مردم مي زيسته و به خوبي بر‬ فريبهاي ذهن در جهت دست يابي به سكوهاي برتر ارزشي سراب گونه – نه‬ واقعي – واقف بوده است.‬
‫اكثر انسانها در جستجوي ماديات ، بيشتر بدنبال ساية ارزشي آن هدف‬ مادي مورد نظرشان مي روند تا واقعيت بهره مندي كه مي توان از آن‬ وسيله يا موقعيت ، بدست آورند. بعنوان مثال دلايل خريد اتومبيل مي تواند‬ : اولا براي فخر فروشي باشد. ثانيا به منظور جابجايي خويش و خانواده‬ باشد. بهترين حالت عملكردي شناختي ذهن در تصميم گيري براي خريد،‬ همان بهره وري حمل و نقلي اتومبيل است، ولي با توجه به اينكه ارزش‬
‫پرستي در اكثر جوامع رايج است به سادگي نمي توان نيت استفاده از‬ اتومبيل را همان بهره مندي جابجايي يا حمل و نقل در نظر گرفت.‬
‫بطوريكه ناخواسته افكاري از جنس خود برتر بيني بدليل سوار شدن بر‬ اتومبيل آخرين مدل در ذهن شكل مي گيرد و همان افكار نيز بر انگيزه‬ خريد تاثير مي گذارند. براي بعضي از انسانها، خريد اتومبيل تنها با همان‬ يك انگيزه ارزشي، يعني برتري بر ديگران و فخر فروشي، مطرح است كه‬ اقدام بر اساس آن، بسيار ويران كننده و نابودگر خواهد بود.‬
‫بالاترين سكوي ارزش شخصيتي را مي توان در سوپر استارها مشاهد‬ كرد. آنها كساني هستند كه دائما در معرض تعريف و تمجيد ديگران هستند‬ و هميشه بعنوان انسانهاي سطح بالاي اجتماع مطرح هستند. آيا سوپر‬ استارها از لحاظ اغناي دروني هيچ كم و كاستي ندارند؟‬
‫چنانچه به زندگي ستاره هاي مشهور هاليوودي توجه كنيم در مي يابيم‬ كه آنها نيز مواجه با كاستيهايي هستند، كه بعضي مواقع آن خلاء هاي‬ پنهان روانشان، عواقب خطرناكي را بوجود مي آورد.‬
‫مولانا فرض را بر اين مي گذارد كه ستاره اي در طول حياتش زندگي‬ نسبتا بدي هم نداشته باشد. اين انسان نيز وقتي در تنهائيهايش –‬ الخصوص زماني كه بازارش بي رونق مي شود – وقتي به خود مي نگرد با‬ تمام وجود در مي بايد كه تمام گذشتة پرآوازه اش طبلي توخالي بيش‬ نبوده است.‬
‫عمدتا در سختيها و مشكلات است كه انسان از عوامل مادي چشم پوشي‬ مي كند و روي به سوي مركزيتي غير مادي مي كند. چرا اين چنين است؟‬
‫چرا انسان در خوشيها كمتر به ياد خالق مي افتد؟ ياد كردن خالق كه يكي‬ از دستورات مكرر قرآن كريم است ، چگونه تاثير مثبت بر ذهن را دارد؟‬
‫ذهن انسان بيشتر گرايش به خود فريبي و سوگيري و اسناد دهي قابل‬ دسترس پذيري را دارد (دستاوردهاي روانشناختي اجتماعي نيز بر اين ادعا‬ صحه گذاشته است). به همين جهت اغلب تصميم گيريها آميخته اي از‬ جهل و ساده انگاري است و تا زماني كه مشكل جدي پيش نيايد انسان‬ تصور مي كند كه عملكردهاي ذهنش (تعقل و تفكر) با دانش هاي اندوخته‬ شده در آن در خدمت پيشرفت زندگي است. و جالب اينكه تا زماني كه يك‬ محك واقعي براي ذهن مطرح نشده است بر اشتباه انديشي هايش اذان‬ نمي كند. تا اينكه به بن بست برسد، و آن بن بست از نظر مولانا دروازة‬ خروج از جهل است. بمنظور درك بهتر خطاهاي شناختي انسانها ، ذيلا‬ نمونه اي از منابع بالقوء خطا در شناخت اجتماعي عنوان مي گردد‬ (كتاب روانشناسي اجتماعي دكتر رابرت بارون) :‬
ما يك سوگيري منفي نگري قوي – يعني گرايش به حساسيت‬ شديد نسبت به محرك ها يا اطلاعات منفي – از خود نشان مي‬ دهيم. به نظر مي رسد كه اين تمايل اساسي بوده و ممكن است در‬ كاركرد مغز ما جاي داشته باشد. به همين جهت ممكن است‬ حاصل عوامل تكاملي باشد.‬
ما همچنين يك سوگيري خوش بينانة قوي ، يعني انتظار‬ رويدادها و نتايج مثبت در بسياري از زمينه ها را از خود نشان مي‬ دهيم.‬
اگر چه ما گذشتة خود را داراي فراز و نشيب مي دانيم ولي گرايش‬ داريم كه نگاهمان به آينده بسيار خوش بينانه باشد.‬
اما سوگيري خوش بينانه ممكن است بر عكس شده و تبديل به‬ بدبيني شود، و اين وقتي است كه ما در انتظار دريافت اخبار بد‬ داراي پيامدهاي مهمي هستيم ؛ در چنين مواردي ، ما انتظار‬ بدترين وضعيت را مي كشيم، و تمايلي فزاينده براي پيش بيني‬ بازده هاي منفي نشان مي دهيم.‬
‫در بسياري از موقعيت ها، وقتي افراد مجسم مي كنند كه “چه مي‬ توانسته است بشود” دست به تفكر خلاف واقع(يا تفكر زائد) مي‬ زنند.‬
به نظر مي رسد كه افكار خلاف واقع در بسياري از موقعيت ها به‬ طور خودكار روي مي دهند، و اثرات آنها را مي توان تنها از طريق‬ كار شناختي سخت كه طي آن اين افكار سركوب شده يا تخفيف‬ داده مي شوند، كاهش مي يابد.‬
مردم اغلب دست به سركوب انديشه ها مي زنند، يعني سعي مي‬ كنند تا از فكر كردن خود به بعضي موضوعات (غذاهاي خوشمزه ،‬ الكل و سيگار) جلو گيري كنند. اين تلاشها غالبا موفق هستند، اما‬ گاهي اوقات به اثر احيا مي انجامد، كه در آن چنين افكاري از نظر‬
‫فراواني عملا افزايش مي يابند.‬
‫روانشناسي اجتماعي بر ثبات شخصيتي و عدم تلاش براي تغيير وضع‬ دروني و رواني ، در خلق خوش مهر تاييد مي زند. عموما انسانها در وضعيت‬ خلق خوش كمتر تلاش مي كنند براي بهبود و يا حركت به جلو و بيشتر‬ تمايل بر حفظ آن حالت خلقي وجودشان را دارند. زيرا كه در چنين‬ وضعيتي كمترين پرادازش اطلاعات صورت مي گيرد و در نتيجه انرژي‬ كمتري نيز مصرف خواهد شد. وقتي كه ما در حالت خلقي مثبت باشيم‬ بيشتر احتمال دارد با گمانه زني بينديشيم تا وقتي كه در حالت خلقي‬ منفي باشيم. در چنين وضعيتي ما به ويژه اتكايي فزاينده به تصورات قالبي‬ و ديگر ميان برهاي ذهني نشان مي دهيم.(كتاب روانشناسي اجتماعي دكتر‬ رابرت بارون) به ياد خدا بودن با اهرم هاي هيجاني و شناختي عميقش به انسان كمك‬ مي كند تا از پراكندگي افكارش كاسته شود. و چنانچه افتراق از ذهن‬ برداشته شود ذهن فرصت مي كند تا به چيزهاي ديگري غير از عادات و‬ روزمرگيها نيز بپردازد.‬
‫مولانا به كرات در مثنوي معنوي بر اين موضوع تاكيد مي كند كه آغاز‬ نگرش صحيح ، زماني اتفاق مي افتد كه انسان از ماديات فاصله مي گيرد و‬ سعي بر درك معناي هستي مي كند. پس نگاهمان را نسبت به سختيها و‬ مشكلات تغيير دهيم و سعي كنيم از اتفاقات و حوادث زندگيمان درس‬ بگيريم كه بهترين دانشگاه و استاد ، عمر و تجربه هاست.‬

چـــون كـــه قبضـــي آيـــدت اي راه رو‬ ‫

آن صــلاح توســت آتـش دل مشــو‬

چون كه قبض آيد تو در وي بسـط بـين

تازه باش و چين ميفكن درجبين‬

بعـــد ضـــد رنـــج ، آن ضـــد دگـــر‬

رو دهــد ، يعنــي گشــاد و كــر و فــر‬

برای درك لايه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با خواب در گفتار هشتم پيش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*