Home / Irony / چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 2

چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – 2

 Omran Salehi

 

عمران صالحی از طنز نویسان ما بود که سال 85 دارفانی را وداع گفت . آنچه خواهيد خواند، تعدادی از لطيفه های اوست که به یادش می خوانيم و می خندیم؛ گزیده ای از طنز زیبای‬ عمران که هر روز با عنوان “خاطرات آمال تعجب!” در روزنامه “آسيا” به چاپ‬ میرسيد.

آب بندی‬

‫روزی به ميرزا اسكندرخان قراچه داغی (جمشيد ارجمند) گفتيم: “ما توی لطيفه های‬

‫شما آب میبندیم و اینور و آنور استفاده میکنيم.”‬

‫ميرزااسكندرخان گفت: “ازآبگذشته ها را بده خودمان هم استفاده کنيم!”‬

تغيير نام‬

‫پرویز شاپور بيشتر لطيفه هایی را که تعریف میکرد، خودش میساخت. مثلا‬

‫میگفت: “روزی در گورستان عده ای را دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چكش دارند‬

‫کار میکنند.‬

‫پرسيدم: شما چه کاره اید و اینجا چه میکنيد؟‬

‫جواب دادند: “ما ماموران ثبت احوال هستيم. این مرحوم در زمان حياتش تقاضای تغيير‬

‫نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده!”‬

مجوز‬

‫زمانی بود که وزارت ارشاد فقط به افراد متاهل مجوز نشر میداد. یك روز یك نفر به‬

‫وزارت ارشاد مراجعه میکند و تقاضای ٢ مجوز نشر میآند. می پرسند: چرا دو تا؟‬

‫پاسخ میدهد: برای اینكه دو تا زن دارم!‬

وداع با اسلحه‬

‫ابراهيم گلستان در مصاحبه ای نقل کرده که بعد از کودتای ٨٢ مرداد “نجف دریابندری”‬

‫را هم میگيرند به این جرم که عضو “جمعيت طرفداران صلح” بوده است.‬

‫دریابندری میپرسد: دليل این اتهام چيست؟‬

‫میگویند: دليلش این است که تو کتاب “وداع با اسلحه” را ترجمه کرده ای!‬

شمس و مولوی و حافظ‬

‫”شمس لنگرودی” و “حافظ موسوی” و “شهاب مقربين” نشر “آهنگ دیگر” را‬

‫می چرخانند. روزی شخصی به دفتر انتشارات تلفن میزند و این مكالمه صورت‬

‫میگيرد:‬

‫- آقای حافظ؟‬

‫- بفرمایيد، من شمس هستم.‬

‫- من با آقای حافظ کار داشتم.‬

‫- حافظ رفته پيش مولوی.‬

‫شخص تلفن کننده که فكر میکند او را سرکار گذاشته اند، تلفن را قطع میکند. در‬

‫حالی که “شمس لنگرودی” درست گفته بود؛ “حافظ موسوی” رفته بود پيش‬

‫دوست شاعرش “عليشاه مولوی”!‬

ریحان‬

‫یحيی ریحان از شاعران طنزگو بود و روزنامه فكاهی “گل زرد” را در می آورد. نصرالله‬

‫شيفته حكایتی در کتاب “شوخی در محافل جدی” از او نقل کرده که خلاصه اش این‬

‫است:‬

‫”ریحان” در یكی از سالها نامه ای به وزارت فوائد عامه نوشت و تقاضای کار کرد.‬

‫فجرالسلطنه زیر نامه او نوشت: در این وزارتخانه آن قدر “گل و لاله” هست که دیگر‬

‫نيازی به “ریحان” نيست!‬

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*