Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت‬ ‫

سروده ای از پروین اعتصامی : ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت‬ ‫

پروین اعتصامی 2

 

‫ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت‬ ‫

ايام عمر، فرصت برق جهان نداشت‬

روشن ضمير آنکه ازين خوان گونه گون‬ ‫

قسمت همای وار بجز استخوان نداشت‬

سرمست پر گشود و سبکسار برپريد‬ ‫

مرغی که آشيانه درين خاکدان نداشت‬

هشيار آنکه انده نيک و بدش نبود‬

‫بيدار آنکه ديده بملک جهان نداشت‬

کو عارفی کز آفت اين چار ديو رست‬ ‫

کو سالکی که زحمت اين هفتخوان نداشت‬

گشتيم بی شمار و نديديم عاقبت‬ ‫

يک نيکروز کاو گله از آسمان نداشت‬

آنکس که بود کام طلب، کام دل نيافت‬ ‫

وانکس که کام يافت، دل کامران نداشت‬

کس در جهان مقيم بجز يک نفس نبود‬ ‫

کس بهره از زمانه بجز يک زمان نداشت‬

زين کوچگاه، دولت جاويد هر که خواست‬ ‫

الحق خبر ز زندگی جاودان نداشت‬

دام فريب و کيد درين دشت گر نبود‬

‫اين قصر کهنه، سقف جواهر نشان نداشت‬

صاحب نظر کسيکه درين پست خاکدان‬

‫دست از سر نياز، سوی اين و آن نداشت‬

صيدی کزين شکسته قفس رخت برنبست‬ ‫

يا بود بال بسته و يا آشيان نداشت‬

روز جوانی آنکه به مستی تباه کرد‬ ‫

پيرانه سر شناخت که بخت جوان نداشت‬

آگه چگونه گشت ز سود و زيان خويش‬ ‫

سوداگری که فکرت سود و زيان نداشت‬

روگوهر هنر طلب از کان معرفت‬ ‫

کاينسان جهانفروز گهر، هيچ کان نداشت‬

غواص عقل، چون صدف عمر برگشود‬

‫دری گرانبهاتر و خوشتر ز جان نداشت‬

آنکو به کشتزار عمل گندمی نکشت‬ ‫

اندر تنور روشن پرهيز نان نداشت‬

گر ما نميشديم خريدار رنگ و بوی‬ ‫

ديو هوی برهگذر ما دکان نداشت‬

هر جا که گسترانده شد اين سفره ی فساد‬ ‫

جز گرگ و غول و دزد و دغل ميهمان نداشت‬

کاش اين شرار دامن هستی نمی گرفت‬

‫کاش اين سموم راه سوی بوستان نداشت‬

چون زنگ بست آينه ی دل، تباه شد‬ ‫

چون کند گشت خنجر فرصت، فسان نداشت‬

آذوقه ی تو از چه در انبار آز ماند‬ ‫

گنجينه ی تو از چه سبب پاسبان نداشت‬

ديوارهای قلعه ی جان گر بلند بود‬ ‫

روباه دهر چشم بدين ماکيان نداشت‬

گر در کمان زهد زهی ميگذاشتيم‬

‫امروز چرخ پير زه اندر کمان نداشت‬

دل را بدست نفس نميبود گر زمام‬ ‫

راه فريب هيچ گهی کاروان نداشت‬

خوش بود نزهت چمن و دولت بهار‬

‫گر بيم ترکتازی باد خزان نداشت‬

از دام تن بنام و نشانی توان گريخت‬

‫دام زمانه بود که نام و نشان نداشت‬

هشدار ای گرسنه که طباخ روزگار‬ ‫

ناميخته به زهر، نوالی بخوان نداشت‬

گر بد بعدل سير فلک، پشه ی ضعيف‬

‫قدرت بگوشمالی پيل دمان نداشت‬

از دل سفينه بايد و از ديده ناخدای‬ ‫

در بحر روزگار، که کنه و کران نداشت‬

آسوده خاطر اين ره بی اعتبار را‬ ‫

پروين، کسی سپرد که بار گران نداشت‬

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*