Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو تنگ اندر آمد به نزديکشان‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو تنگ اندر آمد به نزديکشان‬

poem-book-128

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

‫چو تنگ اندر آمد به نزديکشان‬
‫نبود آگه از رای تاريکشان‬
‫پذيره شدندش به آيين خويش‬
‫سپه سربسر باز بردند پيش‬
‫چو ديدند روی برادر به مهر‬
‫يکی تازه تر برگشادند چهر‬
‫دو پرخاشجوی با يکی نيک خوی‬
‫گرفتند پرسش نه بر آرزوی‬
‫دو دل پر ز کينه يکی دل به جای‬
‫برفتند هر سه به پرده سرای‬
‫به ايرج نگه کرد يکسر سپاه‬
‫که او بد سزاوار تخت و کلاه‬
‫بی آرامشان شد دل از مهر او‬
‫دل از مهر و ديده پر از چهر او‬
‫سپاه پراگنده شد جفت جفت‬
‫همه نام ايرج بد اندر نهفت‬
‫که هست اين سزاوار شاهنشهی‬
‫جز اين را نزيبد کلاه مهی‬
‫به لشکر نگه کرد سلم از کران‬
‫سرش گشت از کار لشکر گران‬
‫به لشگرگه آمد دلی پر ز کين‬
‫چگر پر ز خون ابروان پر ز چين‬
‫سراپرده پرداخت از انجمن‬
‫خود و تور بنشست با رای زن‬
‫سخن شد پژوهنده از هردری‬
‫ز شاهی و از تاج هر کشوری‬
‫به تور از ميان سخن سلم گفت‬
‫که يک يک سپاه از چه گشتند جفت‬
‫به هنگامه ی بازگشتن ز راه‬
‫نکردی همانا به لشکر نگاه‬
‫سپاه دو شاه از پذيره شدن‬
‫دگر بود و ديگر به بازآمدن‬
‫که چندان کجا راه بگذاشتند‬
‫يکی چشم از ايرج نه برداشتند‬
‫از ايران دلم خود به دو نيم بود‬
‫به انديشه انديشگان برفزود‬
‫سپاه دو کشور چو کردم نگاه‬
‫از اين پس جز او را نخوانند شاه‬
‫اگر بيخ او نگسلانی ز جای‬
‫ز تخت بلندت کشد زير پای‬
‫برين گونه از جای برخاستند‬
‫همه شب همی چاره آراستند‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

Ferdowsi 1

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*