Home / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار سوم

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار سوم

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 داروخانه ای برای درمان دردها
مثنوی معنوی مولانا را شعر محض نبينيم و بدنبال قافيه و رديف و اين جور چيزها نباشيم، بلكه بدنبال درمان دردهايمان در آن باشيم. ما بايد درمثنوی بدنبال دارويی برای دردهايمان باشيم. ما ناآراميم، احساس ملالت و پوچی و بی هدفی می كنيم و می خواهيم با آگاهی حقيقی ترمزی بزنيم بر اين ناآرامی و پريشانی درونيمان، درست فكر كنيم يا اگر اراده كرديم اصلا فكر نكنيم، درست تعقل كنيم و در نتيجه صحيح زندگی كنيم. ( خاندان
مولانا و خود او اصلا با شعر ميانه خوبی نداشتند.)
شايد اين سوال در اذهان نوجوانان و جوانان فهيم كشورمان مطرح شود كه چرا برای درك مسائل روانی انسانها به منابع غربی كه امروزی تر نيز هستند رجوع نكنيم و خود را درگير يك مشت شعر بی سر و ته بكنيم؟
هر چه قدر آگاهيها دست اول به ذهن وارد شوند تاثير پذيريشان بيشتر و بهتر خواهد بود. رجوع به ترجمه های منابع غربی برای شروع خوب است ولی از مرحله ای به بعد بايد به اصل منابع مراجعه كرد و تحقيقات را پيش برد (در ترجمه ها اعمال نظر شخصی مترجم وجود دارد). حال كه چنين منبع عظيمی با زبان زيبای فارسی در اختيارمان هست چرا خود را از آن محروم كنيم در حاليكه كل دنيا بر حقانيت آن صحه گذاشته اند.

چرا مثنوی داستان وار ايراد شده است؟

مولانا با اقتباس از قرآن كريم كه در واقع شرح احوالات پيامبران – انسانهايی كه حقيقت حيات مادی و ماوراء طبيعت را در بهترين و كاملترين شكل خودش فهميده اند – مثنوی را در قالب داستان ايراد كرده است بمنظور تاثير گذاری بهتر و طولانی تر در ذهن.

هست قرآن حالهای انبياء

ماهيان بحر پاك كبريا

مسئله و مشكل انسان به ذهن و دانسته های ذهنی اش بر می گردد و اصلی ترين كيفيت عملكردی ذهن فراموشی دانسته هاست. چنانچه رمز گردانی ذهن هنگام يادگيری به طرز صحيح و معناداری صورت گيرد، بازيابی يا فراخوانی اطلاعات، الخصوص پس از گذشت مدت زمان طولانی به سهولت انجام پذير خواهد بود. يكی از روشهای دقيق ، كامل و بی نقص رمزگردانی اطلاعات ورودی به حافظه، داستان گونه بودن موضوعات است.
(علت ماندگاری طولانی مدت دانسته های روز مره بخاطر آنست كه چنين دانشهايی مدام تكرار می شوند)
دستاوردهای روانشناسی نوين بحث از دو حافظة كوتاه مدت (حافظة فعال) و حافظة دراز مدت به ميان می كشد كه رمزگردانی(تبديل اطلاعات) ، اندوزش(نگهداری اطلاعات) و بازيابی(فراخوانی اطلاعات) در هر دوی آن حافظه ها به روش متفاوتی انجام می پذيرد. رمزگردانی در حافظة فعال بيشتر بصورت شنيداری است و بعضی مواقع نيز بصورت ديداری می باشد.
در حاليكه رمزگردانی در حافظة دراز مدت معمولا بر حسب معنادار بودن موضوع صورت می گيرد كه داستانها از معناداری قدرتمندی برخوردارند. حفظ مطالب پيچيده مانند داستانها ، اغلب جنبة سازا دارد. آدمی با استفاده از اطلاعات عمومی خود ، خاطرة داستانها يا رويدادها را شاخ و برگ بيشتری می دهد. هر چه در حين رمز گردانی سازماندهی مطالب
بيشتر ؛ و هر چه شباهت بافت و زمينة بازيابی به بافت و زمينة رمزگردانی بيشتر ، نارسايی بازيابی از حافظة دراز مدت كمتر می شود.( كتاب زمينة روانشناسی هيلگارد)

داستانهای اصلی و فرعی مثنوی :

روش مولانا در خلق مثنوی بدينگونه بود كه مولانا در مجالس خود ابيات داستانهايش را در چهار چوب قالب داستان اصلی بيان می كرده و ديگران گفته های او را می نوشتند. بنا به ضرورت مطابق آخرين ابيات، به موضوعات ديگری نيز می پرداخته كه اين حاشيه روی، داستانها و بيانات فرعی متعددی را در دل داستان اصلی بوجود آورده است كه شايد برای
خوانندگان در ابتدای امر گيج كننده باشد. ولی پس از مدتی كه الفت با كتاب او برقرار می شود از اين سردر گمی بيرون می آييم.

حقيقت جو، چنانچه بتواند يكی از داستانهای اصلی مولانا را در كليت خودش از درون مثنوی معنوی استخراج نمايد(ابيات را بصورت نوشتاری ثبت كند) و سپس ضمن درك كل داستان(بصورت داستانی نه مفهومی) ، می تواند آن داستان را از لايه های مختلف مورد بررسی قرارداده و ضمن تجزيه و تحليل مفاهيم به ادراكات قابل توجهی دست يابد.

فريبی كه ذهن در درك مثنوی مولانا بكار می بندد چيست؟

با توجه به اينكه برای اكثريت انسانها، روشن است كه اين كتاب بسيار مفيد است، پس چرا نمی توانيم بهرة لازمه را از آن ببريم؟ بايد به اين موضوع بسيار ظريف و غفلت آور توجه كرد كه تنها راه ورود به لايه دوم و سوم مثنوی درك لايه اول است. اين فريب ذهنی، يعنی
دوری جستن از داستانها، در مراجعه به قرآن نيز رخ می دهد. بطوريكه جويندگان تازه كار معمولا از داستانها فاصله می گيرند و سعی می كنند مفاهيم جدی تری را جستجو كنند. در حاليكه داستانها اساس و زير بنای قرآن و مثنوی هستند.
اكثرا نوجوانان و جوانان فهيم در مراجعه به مثنوی بدنبال درك مسائل روانی ، رفتاری و شناختی اجتماعی بالايی هستند و از همان ب بسم الله می خواهند به جان كلام دست يابند. و جالب اينكه وقتی به داستانهايی از جمله شير و خرگوش ، طوطی و بازرگان ، پيرچنگی ، شير و گرگ و روباه و امثالهم برخورد می كنند از داستان فاصله می گيرند و به سراغ اشعاری می روند كه مايه ای از فكر و عقل و دريافتها و ادراكات را داشته باشد. زيرا كه داستانهای شير و خرگوش بيشتر بدرد بچه ها می خورد تا ما بزرگترها.
توصيه بنده به خودم و حقيقت جويان اين است كه پس از انتخاب دانشگاه معرفتی و بينشی مثنوی معنوی، در جهت كسب آگاهی، بمنظور رهايی از خود فريبی های ذهنمان، به استاد آن دانشگاه – حضرت مولانا – اعتماد كنيم و روش و نحوة تدريس را به او واگذاريم و ما فقط خواهنده باشيم.
پس از فوت زركوب بعنوان اولين خليفه مولانا ، حسام الدين چلبی بعنوان خليفة دوم در سن ۵۳ سالگی جلال الدين ، با جمعی ديگر از تشنگان حقيقت ، از مولانا درخواست می كنند تا آنها را از فويوضات معنويش بی بهره نگذارد. اين اشتياق مريدان، مولانا را وا می دارد برای خلق مثنوی، بطوريكه اتمام دفتر اول مثنوی به مدت پنج سال، طول می كشد. مولانا در داستانهای دفتر اول مثنوی سعی كرده است كليات مفاهيم اصلی را بيان كند. چنانچه يكی از همين داستانها بصورت محتوايی مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد، كمك شايانی در فهم داستانهای ديگر و در نهايت فهم مثنوی را خواهد داشت.

برای درك لايه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با : ‫دو شقگی يا دو طرفی داستانهای مثنوی در گفتار چهارم پيش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*