Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : ‫سوی خانه رفتند هر سه چوباد‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ‫سوی خانه رفتند هر سه چوباد‬

poem-book-128

‫سوی خانه رفتند هر سه چوباد‬
‫شب آمد بخفتند پيروز و شاد‬
‫چو خورشيد زد عکس برآسمان‬
‫پراگند بر لاژورد ارغوان‬
‫برفتند و هر سه بياراستند‬
‫ابا خويشتن موبدان خواستند‬
‫کشيدند با لشکری چون سپهر‬
‫همه نامداران خورشيدچهر‬
‫چو از آمدنشان شد آگاه سرو‬
‫بياراست لشکر چو پر تذرو‬
‫فرستادشان لشکری گشن پيش‬
‫چه بيگانه فرزانگان و چه خويش‬
‫شدند اين سه پرمايه اندر يمن‬
‫برون آمدند از يمن مرد و زن‬
‫همی گوهر و زعفران ريختند‬
‫همی مشک با می برآميختند‬
‫همه يال اسپان پر از مشک و می‬
‫پراگنده دينار در زير پی‬
‫نشستن گهی ساخت شاه يمن‬
‫همه نامداران شدند انجمن‬
‫در گنجهای کهن کرد باز‬
‫گشاد آنچه يک چند گه بود راز‬
‫سه خورشيد رخ را چو باغ بهشت‬
‫که موبد چو ايشان صنوبر نکشت‬
‫ابا تاج و با گنج ناديده رنج‬
‫مگر زلفشان ديده رنج شکنج‬
‫بياورد هر سه بديشان سپرد‬
‫که سه ماه نو بود و سه شاه گرد‬
‫ز کينه به دل گفت شاه يمن‬
‫که از آفريدون بد آمد به من‬
‫بد از من که هرگز مبادم ميان‬
‫که ماده شد از تخم نره کيان‬
‫به اختر کس آندان که دخترش نيست‬
‫چو دختر بود روشن اخترش نيست‬
‫به پيش همه موبدان سرو گفت‬
‫که زيبا بود ماه را شاه جفت‬
‫بدانيد کين سه جهان بين خويش‬
‫سپردم بديشان بر آيين خويش‬
‫بدان تا چو ديده بدارندشان‬
‫چو جان پيش دل بر نگارندشان‬
‫خروشيد و بار غريبان ببست‬
‫ابر پشت شرزه هيونان مست‬
‫ز گوهر يمن گشت افروخته‬
‫عماری يک اندردگر دوخته‬
‫چو فرزند را باشد آئين و فر‬
‫گرامی به دل بر چه ماده چه نر‬
‫به سوی فريدون نهادند روی‬
‫جوانان بينادل راه جوی‬
حکیم ابوالقاسم فردوسی

ferdowsi (1)

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*